
| کهکشان | |
| galaxy | |
توده ای بزرگ از تعداد بسیار زیادی ستاره ٬مقداری گاز٬ غبار ومواد تاریک که با کشش گرانشی گرد هم آمده اند یک نمونه بارز آن کهکشان راه شیری است.این اجرام پهنه وسیعی از اندازه ,درخشندگی, جرم , تعداد ستارگان ومقدار مواد غیر ستاره ای اشغال می کنند.اندازه درخشندگی کهکشانهای سی دی حتی میلیونها برابر کهکشانهای کوتوله می باشد.شکل کهکشانها مطابق رده بندی هابل در سه رده کلی جای می گیرد.کهکشانهای بیضوی که به صورت بیضی وبا درخشندگی یکنواخت ومتقارن هستندو بطور معمول شکل گیری ستاره ها در آنها وجود ندارد.کهکشانهای مارپیچی که بدو صورت معمولی و میله ای وجود دارند دارای توده ای مرکزی مانند توده کهکشانهای بیضوی البته در مقیاس کوچکتر بوده وصفحه ای تخت از توده های ستاره ای گاز وغبار اطراف آن قرار دارد که برخلاف کهکشانهای بیضوی در گستره وسیعی از عمرشان فرایند شکل گیری ستاره ها در آنها جریان دارد.کهکشانهای نامنظم که برخلاف دو نوع کهکشان قبلی دارای شکل خاصی نیستند و کهکشانهای کوتوله که دارای ستارگان کم بوده ودرخشندگی آنها نسبت به بقیه کمتر است. با بررسی دقیق حرکات داخلی کهکشانها آشکار شده است که مجموع جرم اجزاء قابل مشاهده آنها برای توجیه این حرکات کافی نیست وجرم وگستره آنها باید بسیار بیشتر از این باشد این جرم گم شده را به وجود مواد تاریک نسبت می دهند وجرم مواد تاریک در یک کهکشان نوعی حتی به نود درصد جرم کلی مواد قابل مشاهده هم می رسد.بنابراین ماده تاریک در شکل گیری کهکشانها ,جرم واندازه آنها بسیار موثر است.بیشتر کهکشانها طی زمانی نسبتا" کوتاه بعد از شکل گیری کیهان به شکل کنونی خود رسیده اند وشکل گیری ستارگان در آنها آغاز شده است. درشکل بالا یکی از بهترین رده بندی های کهکشانی ترسیم شده است.تعداد کهکشانهای بزرگ عالم ۳۵۰ میلیارد وتعداد گروههای کهکشانی۲۵ میلیارد وتعداد ابر خوشه ها نیز ۱۰ میلیون عدد تخمین زده شده است. کهکشانها آنقدر بهم نزدیکند که گهگاه تصادف می کنند وادغام می شوند. ستاره ها خیلی خیلی بندرت با هم برخورد می کنند.فاصله بین ستاره های همسایه (در موقعیت ما در کهکشان راه شیری )تقریبا"برابر با 10 میلیون برابر قطر ستاره است.در مقابل کهکشانها به صورت خیلی رایج با هم برخورد می کنند.فاصله بین کهکشانهای همسایه تقریبا"20 برابر قطر کهکشان است . برخورد های سریع السیر بین کهکشانها آنها را دست نخورده می گذارد اما منجر به ایجاد اختلالاتی مانند پل می شود.مانند کهکشان m51 که توسط پلی از ستارگان به کهکشان همسایه کوچک تر راه دارد. برخورد شاخ به شاخ کهکشانها نسبت به برخورد کنار گذری خیلی کمیاب تر است.اگر یک کهکشان کوچک درست از میانه یک کهکشان مارپیچی بزرگ عبور کند، موج کشندی موجب به راه افتادن جریانی از ستاره وگاز به سمت بیرون از قرص کهکشان مارپیچی می شود. نتیجه یک کهکشان حلقوی است که بارزترین ویژگی آن ، موج کشندی حلقه ای شکل ستاره هاست. مواجهه کند کهکشانها موجب ادغام می شود.دو کهکشان به هم پیوند می خورند وکهکشان بیضوی یگانه ای را می سازند.فرآیند کامل ادغام، صدها میلیون سال به طول می انجامد.دو کهکشان معروف آنتنا از آن جمله اند.کهکشان راه شیری وآندرومدا در حال حاضر با سرعت 300 کیلومتر در ثانیه به سوی هم در حرکتند.اگر مدارشان بسیار کشیده باشد در عرض حدود 3 میلیارد سال با هم برخورد می کنند وکهکشان بیضوی غول آسایی را پدید می آورند.اگر مدارشان دایروی تر باشد از کنار هم می گذرند ونتیجه تنها اختلالات کشندی خواهد بود.هنگامیکه یک کهکشان بزرگ با کهکشان کوچکتری تصادم کند داشته باشد،کهکشان کوچکتر بلعیده خواهد شد.یعنی ستاره های کهکشان کوچک به کهکشان بزرگ تعلق می گیرند ودر ساختار کهکشان بزرگتر کمترین تغییراتی رخ می دهد.به نظر می رسد که کهکشان راه شیری در حال بلعیدن ابر های ماژلانی باشد.
کهکشانهایی که منزوی باشند معدودند.کشش گرانشی متقابل کهکشانها باعث می شود در خوشه ها(clusters) اجتماع کنند.یک خوشه فقیر از کهکشان در حد انگشتان دست ،کهکشان دارد(خوشه محلی دارای حدود 40 کهکشان است)در حالیکه خوشه های غنی بیش از یکهزار کهکشان دارند.در حالیکه پهنای یک خوشه فقیر فقط یک مگاپارسک وحتی کمتر است اندازه یک خوشه غنی تا 3 مگاپارسک می رسد.خوشه سنبله مثالی از یک خوشه غنی است که دارای 2500 کهکشان بوده واندازه آن در حدود 17 مگاپارسک است. مواجهه کهکشانها در خوشه های غنی که کهکشانهای متعددی نزدیک هم قرار دارند رواج بسیاری دارد.کهکشانهای بیضوی در خوشه های غنی زیادند ولی تعداد مارپیچی ها کم(بیشتر کهکشانهای مارپیچی در طی برخورد های کند در هم ادغام گردیده اند.)در بین کهکشانها مقادیر بسیار زیادی گاز میان کهکشانی وجود دارد که از کهکشانهای خوشه منفک شده اند.معمولا" در نزدیکی مرکز خوشه های غنی کهکشان بیضوی غول آسایی قرار دارد که در اثر بلع کهکشانی بدفعات تورم فزاینده ای پیدا کرده است.
خوشه های کهکشانی خود خوشه بندی داشته ودر ابرخوشه هایی اجتماع دارند که در میانشان رخنه یا فضاهای خلاء مانندی با وسعت بسیار زیاد وجود دارد.ابر خوشه ها یا خوشه های کهکشانی بزرگترین ساختارهای شناخته شده گیتی هستند.بزرگترین ابرخوشه ها 100 مگاپارسک یا حتی بیشتر طول داشته وجرمشان نیز به حدود ده هزار میلیارد برابر جرم خورشید می رسد.گروه محلی وخوشه سنبله هردو بخشی از ابرخوشه محلی هستند که ساختار تختی است که حدود 50 مگاپارسک قطر دارد.با اندازه گیری سرعتهای شعاعی کهکشانها وبا استفاده از قانون هابل ترسیم نقشه توزیع کهکشانها در فضا تا فواصل چند صد مگاپارسک میسر است.به نظر می رسد که ساختار بزرگ مقیاس گیتی متخلخل است.ابر خوشه ها کروی نیستند بلکه دیواره های تخت یا رشته های بلند می سازند.ابر خوشه ها توسط فضاهای غول پیکرتقریبا" خالی از کهکشان(که سوراخهای اسفنج کیهانی هستند) از هم جدایند. پهنای این فضاهای خالی به یکصد مگاپارسک هم می رسد . گمان بر این است که گیتی در ابتدای کار (بعد از انفجار بزرگ یا بیگ بنگ)تقریبا" همگن بوده واختلالات چگالشی مختصری داشته است.اما با گذشت زمان نواحی پرچگالی رمبیدند وابر خوشه ها را پدید آورند.نواحی کم چگالی بسط یافتند وفضاهای خالی را پدید آوردند.این فضاها با انبساط خود مثل باد کنک باد کرده وبه کرویت نزدیک شدند.
| |
زماني که دو کهکشان غول پيکر که هر يک شامل ميلياردها ستاره است، با هم برخورد مي کنند، نمايي بسيار هيجان انگيز و حيرت آور تشکيل مي شود. البته برخورد دو کهکشان ميليونها سال طول مي کشد و ما تنها مي توانيم مراحل مختلف برخورد را در ميان جفت ها مختلف ببينيم.
برخوردهاي کهکشاني شگفت انگيز و زيبا هستند. امروز در جشن 18 سالگي پرتاب تلسکوپ فضايي هابل، مجموعهي 59 تصوير هابل از برخوردهاي کهکشاني منتشر شد.
در کتابهاي ستارهشناسي، اغلب، کهکشانها به صورت جزيرههايي آرام از ستارگان نشان داده ميشوند، اما هميشه اينطور نيست. روي ديگر سکه زماني ديده ميشود که دو کهکشان با هم برخورد کنند. در برخورد کهکشانها، به دليل فاصلهي بسيار زياد ، معمولا ستارگان با هم برخورد نميکنند اما به دليل گرانش بسيار زياد کهکشانها، معمولا تغيير شکل زيادي در ظاهر دو کهکشان رخ ميدهد، ستارگان بسياري از مدارهاي خود خارج ميشوند و گازهاي ميان ستارهاي متلاطم ميشوند.
پس از برخورد، ممکن است کهکشانها با هم ادغام شوند يا بار ديگر از هم جدا شوند. همانند دو دستهي بزرگ از زنبورها که از درون يکديگر عبور ميکنند. اما به دليل فعال شدن مناطق ستارهسازي، معمولا پس از اين برخوردها فرآيند ستاره سازي کهکشانها شتاب ميگيرد و ميتواند به 100 برابر مقدار اوليه خود برسد. البته مدت زمان اين برخوردها ميتواند صدها ميليون سال به طول انجامد.
بيشتر اين عکسها حاصل کار پروژهي GOALS است. در اين پروژه تلسکوپهاي فضايي هابل، چاندرا و اسپيتزر براي يافتن کهکشانهايي که در ناحيهي فروسرخ درخشان هستند، با هم همکاري ميکنند.
تصوير چاندرااز حركت كهكشانها
چاندرا تصويري از حركت كهكشانها در يك خوشه كهكشاني تهيه كرده است .
تصوير جديد چاندرااز خوشه كهكشاني آبل 160 به دانشمندان ديد جديدي نسبت به حركت كهكشانها درون يك خوشه كهشاني داده است.اين كهكشانها با سرعتي مافوق صوت در حال حركتند و ردي از خود به جا گذاشته اند.كه تلسكوپ فضايي پرتو ايك سچاندرا موفق به آشكار سازي آن شده است. اين رد پاي آشكارشده اطلاعات بي نظيري از حركت كهكشانها در خوشه هاي كهكشاني آشكار كرده است . اين نخستين باري است كه چنين رد پايي از كهكشانها و حركت آنها آشكار مي شود.كهكشانها معمولا در اجتماعهايي كه از چندين عدد تا چند هزار كهكشان را در بر مي گيرند جمع شده اند.. اين مجموعه عظيم توسط ابري از گازهاي داغ احاطه شده است كه به دليل گرانش كهكشانها پايدار شده است. هريك از كهكشانها با سرعت بسيار زيادي در اين محيط حركت مي كنند و همانند هواپيماي مافوق صوتي كه ديوار صوتي را مي شكند يك موج ضربه فوق صوتي را آشكار مي كنند اين موج ضربه منبع اثري است كه به شكل رد پا توسط چاندرا شكار شده است. اين رصد در خوشه آبل 160 اتفاق افتاده است كه يك نمونه عالي براي بررسي خوشه هاي كهكشاني است. چراكه برخلاف بسياري از خوشه ها هنوز برخوردي در آن صورت نگرفته است و خود خوشه نيز با خوشه هاي ديگر برخور نكرده است.در اين خوشه 29 كهكشان مورد بررسي قرار گرفتند كه از اين تعداد 19 مورد در مداري دايره اي و با سرعتي معادل چندين هزار كيلومتر در ثانيه در حال چرخشند و 10 مورد ديگر در مداري دورتر در حال حركتند.
مرحله اول |
مرحله دوم |
مرحله سوم |
مرحله چهارم |
کهکشان به مجموعه ستارگان ، گاز و غبار گفته می شود که با نیروی جاذبه کنار هم نگاه داشته شدهاند. کوچکترین کهکشانها دارای عرضی برابر با چند صد سال نوری ، شامل حدود 100000 میلیارد سال ستاره هستند. بزرگترین کهکشانها تا 3 میلیون سال نوری عرض دارند و شامل بیش از 1000 میلیارد ستاره هستند. اشکال کهکشانها بر اساس شیوهای طبقه بندی میشود که طبق شیوه طبقه بندی ستاره شناس آمریکایی ، ادوین هابل (1953- 1986) ، شکل یافته است. در مورد تکامل کهکشانها اطلاعات قطعی کمی در دست است. تنها مطلب مورد اطمینان این است که کهکشانها میلیاردها سال پیش به شکل تودهای از ابرهای گازی و غباری بوجود آمدند.
در فراسوی جهان برخی از کهکشانها بطور کامل در حال انفجارند، با از هم پاشیدن هسته کهکشان ، ستارگان نیز نابود میشوند. در برخی کهکشانهای ویژه ، نور درخشان حاصل از انفجار ، تمام آن چیزی است که میبینیم. نور ستاره در برابر عظمت انفجار کهکشانی ناچیز است. حدود چندین سال پیش ، اخترشناسان رادیویی برای نخستین بار کهکشانهای انفجاری را کشف کردند.
بیشتر کهکشانها از کهکشانهای همسایه خود صد هزار سال نوری فاصله دارند. به هر حال ، بعضی از کهکشانها تا اندازهای به یکدیگر نزدیک میشوند که نیروی جاذبه دو طرفه آنها اشیاء موجود در کهکشانها دیگر را به اطراف خود میکشد و این امر باعث بوجود آمدن تودههایی به نام دنبالههای کشندی میگردد، که این دنبالهها مانند پلی کهکشانها را به یکدیگر وصل مینمایند. نزدیکی بیش از حد کهکشانها ممکن است، توأم با تصادم آنها گردیده و به دنبال این عمل یک تغییر شکل بنیادی در شکل ظاهری آنها صورت پذیرد.
ژول ورن و اچ. جی. ولز هیچکدام نمیتوانستند وقایعی را که بعد از وقوع یک تصادف در جهان رخ میدهد پیش بینی نمایند. جهان مجموعههایی از ستارگان عظیم الجثهای است که هر یک از آن مجموعهها کهکشان نامیده میشوند و هر یک ترکیبی از میلیونها ستاره میباشند. اکنون با وسعت دید فوق العاده تلسکوپ فضایی هابل بخوبی میتوان دریافت که برخورد کهکشانها حوادث دیگری همچون تولد ستارهها را به دنبال خواهد داشت. تصاویر جدید و جالب توجه هابل ، ترکیب دو کهکشان را به معرض نمایش میگذارد.
آنها آنتنهای تماس (موجگیر) را به فضا پرتاب مینمایند، زیرا که تصادفا دم یک جفت از این ستارههای دنبالهدار ، شبیه به دم حشرهها میباشد. بیشترین نقطه تصادف در میان بیش از هزار توده درخشان و آتشین ستارگان جدید میباشد که نور آبی رنگی را به دنبال دارند. ستاره شناسان احتمال میدهند که حاصل انفجار این گلولههای روشن بیش از یک میلیون ستاره تازه تولید یافته باشد.
بردلی وایت مور از موسسه علمی تلسکوپهای فضایی ، واقع در بلتی مورد اظهار داشت: درخشش نور برخی از این ستارههای جوان شگفت انگیز است. اما چرا این پدیده را تولد میدانیم و نه مرگ؟ هنگامی که کهکشانها به یکدیگر نزدیک میشوند، جاذبه نیرومندی تودههای گاز هیدروژن را به یکدیگر میفشارد و بعد از آنکه تراکم آنها به نقطه حساسی رسید، این دستهها به ستارههای جدیدی تبدیل میشوند.
ستاره شناسان امیدوارند که تصاویر هابل روزنهای بسوی کشف راز جهان را به روی ما بگشاید. همچنین تصاویر آنها به ما کمک میکند تا حوادثی را که از هم اکنون تا 5 سال آینده وقوع آنها میرود پیش بینی کنیم، چنانکه برخی از داشنمندان پیش بینی نمودهاند کهکشان راه شیری ما، در آینده به کهکشان Andromeda برخورد میکند.
کاش ما هم این قدر راحت به هم می رسیدیم

گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشم هایم بی تو بارانیست حرفش را مزن
آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو
راهمان با آنکه طولانیست حرفش را مزن
دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن آسان است حرفش را مزن
خورده ای سوگند روزی عهد ما را بشکنی
این شکستن نا مسلمانی است حرفش را مزن

دل تنهاوغریبم،داره این گوشه میره،ولی حتی وقت مردن بازسراغتومی گیره.....میرسه روزی که دیگه قعردریا 
می شه خونم،اماتودریای عشقت،بازیه گوشه ای می مونم.
من همون جزیره بودم،خاکی وصمیمی وگرم،واسه عشق بازی موجها،قامتم یه بسترنرم.....
یه عزیزدردونه بودم،پیشه چشم خیسه موجها،یه نگین سبزخالص،توی انگشتردریا...... 





|
می خواهم از تو بگوییم،که پیش از زمان ها وتا همیشه،ذرات عالم وجودوباغ های بهشتی از فیض وجود تو سیراب گشته اند...
می خواهم از تو بنویسم،که آدم (ع)از نور وجودت علم آموخت و به نور کلمات وجودت از سرگردانی نجات یافت... می خواهم تو را بخوانم،که زکریا(ع)به برکت نام تودر چشمان یحیی(ع)لبخند زد... می خواهم تو رابسرایم،که بلندای وجودت لباس عزت بر قامت زنان پوشاند... می خواهم تو را بشناسم،که خدا جان تو را از مهربانی خویش سرشت... وسال هاست،که قلم می نویسدوسال هاست،که تن سپید کاغذ با نام تو مزین میگرددوسال هاست،که غزل از نام تو شور می گیرد.وسال هاست،که شاعران می کوشند تا زلال چشمان تو را تفسیر کنندوغبار کدورت های روزگار رااز دل ها بزدایندوجلا دهند.وسال هاست،که... وقلم هنوز هم می نویسدوکاغذ هنوز هم به نام تو مزین می گرددو غزل هنوز هم با نام توپر شور می شود،اما... "فاطمه رافقط خدا می شناسد،کلید تمام درهای بسته ومشکل گشای تمام گرفتاری هاو رنج های عالم وآدم..."
|
| 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 |
ما جمعی از دوستداران ایران و ایرانی ضمن محکوم کردن اقدامات رذل و وقیحانه ی انسان نماهائی که برای رسیدن به آرزوهای شوم خود با پخش اخبار و سی دی جعلی و دروغین نسبت داده شده به هنرمند عزیز زهرا امیر ابراهیمی سعی در ریختن آبرو و حیثیت دیگران دارند محکوم و اعلام می کنیم هیچ نسبتی با خانم امیرابراهیمی نداشته و دفاع از این هنرمند عزیز را وظیفه انسانی و وجدانی خود می دانیم باشد که خداوند متعال در روز قیامت آبروی همه ی بندگان صالح خود را محفوظ بدارد
،
،
تو را ریشه یابی میکنم
بی پیشداوری
- که حق مسلم ما بود.
کدام نشانه را بر طنین صدایت آویختی
تا بهانه ای برای آرامشم شود؟
رنگ از کدام حادثه بر چهره ات نشست؟
که زخم تازیانه ء عشق را ،
چون زینتی گران،
بر گرده نهادم و ملامت کردم
آسمان را...
و زمین را...
که این درد را تحملشان نبود...
که آدمی ،
همزاد را جستجو کند
به خیالی هوشیار...
زنده...
و مجسم.
...
به من چه که میراث آسمان ،
در تابوتی ارغوانی
یا سیاه...
ویا هر زهر مار دیگر...
به امانت زمین
واگذاشته میشود !
خدا و آسمانش چه تسلی میدهند اگر
اینکه امروز دوستش دارم ،
مرا به خود واگذارد... فردا ؟

ترانه ی موزون شب های مهتابی ام
سلام!
اینجا دامن هوا را مه گرفته و می رقصاند
هوا ملس است
من خوبم
ستاره ام؟
او هم خوب است
هر شب می بینمش
آخر می دانی
اینجا آسمانش مثل دلت صاف است
ستاره می بارد
ماه می خندد
باد می رقصد
زندگی طعم آلبالوی ترش می دهد
و طعم تمشک نارس
مادربزرگم به حلال ماه لبخند می زند
پدربزرگم نی می زند
جویبار می خواند
آسمان ستاره می بارد
آخر می دانی گلم
من و ستاره و شب و جویبار
همه ی آبادی را خبر کرده ایم
ما هر شب برایت جشن می گیریم
یک ستاره فوت می کنیم
و تا ستاره شهاب شد ،
برایت آرزو می کنیم
...
جغد و جیرجیرک هم هستند
صدای جغد پیر در خواب آبادی پیچیده است
جیرجیرک ها هم بی تابی می کنند
بودبودک قصه ی مادربزرگ را هم خبر کرده ام
او هم می خواند ...
تو هم هستی !
خدا هم هست ،
صدای خدا از ایوان خانه ی مادربزرگ چکه می کند .
ملودی محض است
وقتی شب و ستاره و جویبار و نسیم و خدا ،
همه با هم می گویند :
تولدت مبارک
از من بژرای شما
حامد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

سنگ صبور خوبیه ، انگار که همه ی حرفامو می شنوه . بعد از دفتر خاطراتم اولین همدم مجازی خوبیه که دارم .
گاهی توش شعرامو می نویسم ، گاهی حرفامو که تو دلم مونده ، گاهی دلتنگیامو ، گاهی هم حرفایی که می خوام به دوستام بگم و نمی تونم اینجا می نویسم چون می دونم هنوزم اونقدر دوسم دارن که گاهی به وبلاگم سر بزنند (مگه نه؟!)
نوشتن تو عشق و دیوانگی آرومم می کنه. آروم مثل روزای قشنگی که برف آروم می باره و رو زمین می شینه .
آروم مثل خوابیدن رو برف یا مثل راه رفتن زیر بارون آروم مثل یه صدا در اوج دلتنگی ...
دلم می خواد برات بنویسم عشق و دیوانگی ام ، شاید من اولین کسی باشم که برای وبلاگش می نویسه . دلم می خواد بنویسم که خیلی دوستت دارم . به اندازه همه ی کلماتی که برات نوشتم ، به اندازه همه ی آرامشی که بهم دادی ، به اندازه ی همه ی دوستایی که پیدا کردم ، دوستت دارم به اندازه تمام لحظه هایی که با من بودی .
دوستت دارم به خاطر همه ی اون حرفایی که از راه تو به عزیزترین دوستام گفتم ، روزهای خوب و بدی رو با هم داشتیم ، خوب مثل شب یلدای پارسال ، مثل تولد همه ی دوستام ، مثل روزی به وسعت یک نگاه ! و بد مثل روز خداحافظی پگاه ، مثل خداحافظی غزل خاک، مثل ِ ... به قول دوستان بی خیال! بهتره از روزای بد فاکتور بگیریم .
از اولین نظری که تو وبلاگم دادید منو دلگرم کردید ، یادمه اولین کسی که تو وبلاگم نظر داد اسمش سهیل بود که چون اون پستو من حذف کردم و دوباره نوشتم نظرش حذف شد( اون موقع چون زیاد وارد به کارای وبلاگ نبودم تا یه اشتباهی پیش میومد کل پستو حذف می کردم اینو به کسی نگید اما یه بار هم کل وبلاگو حذف کردم! )
از اولین لینکی که بهم دادید دلگرم ترم کردید ، که اون هم پگاه بود . و دومیش هم که امید ایران مهر بود که وقتی اسممو تو پیوندهای وبلاگش دیدم احساس کردم اتفاق مهمی تو زندگیم افتاده...
و بعد از اون تشویق ها و نظرهای پی در پی شما که هر بار می خوندمشون انرژی می گرفتم و عزیزای مهربونی که همیشه و همیشه نظراشون باعث لبخند و شادی من بوده :
امیر کوچه دلتنگی ، امید اوهام محرمانه ، شهرام میرپناه ، امید شهر آرزوها، و قبلا هم پگاه، مرجان، انسیه ، شروین و ... .
که لطفتونو هرگز فراموش نمی کنم. شماها بودید که به عشق و دیوانگی من رونق دادید . و تا امروز که تولد دو سالگی عشق و دیوونگیمه با من بودید.
و به خاطر این چند وقتی که به خاطر درسم مجبورم کمتر برای خودم ، وبلاگم و دوستای عزیزم بنویسم از همتون مخصوصا دوستای صمیمی عشق و دیوانگی معذرت می خوام و سعی می کنم که زودتر آپدیت کنم .
تولد عشق و دیوانگی فقط یه بهونه بود تا به پاس همه خوبیا و مهربونیاتون چند سطری ازتون یاد کنم .
و حالا که سطرهای آخر این پستو می نویسم خیلی خوشحالم و آرومم و همتونو دوست دارم و برای همتون آرزوی خوشبختی می کنم به جاش شما برام آرزو کنید که برف بیاد ...
پ.ن :
ببخشید اگه متنم یه کم پسو پیشه یا مورد داره. دلیلش اینه که از بس ننوشتم نوشتن از یادم رفته !

هیچ کس مثل تو نیست،
برق چشمان کسی، مثل نگاه تو که نیست
عشق هست،
پنجره هست،
باران هست،
بی تو از پنجره باران که تماشایی نیست .
می شنیدم که صدایی در گوشم را زد
ولی افسوس!
صدای تو که نیست ...
گرچه دور از منی ای عشق
ولیکن با من
به جز از یاد تو یاد دگری نیست که نیست ...
با من باش تا عشق را به تو بشناسانم :
به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي. به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي. به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت. به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست

با تمام وجود

غربت من هر چي که هست از با تو بودن بهتره
آخر خط زندگي اين نفساي آخره
وقتي دارم با هر نفس از اين زمونه سير مي شم
وقتي با يه زخم زبون از اين و اون دلگير ميشم
اين آخر راهه ديگه بايد که تنها بميرم
تنها تو اوج بي کسي تو غربت آروم بگيرم
بايد برم بايد برم بايد که بي تو بپرم
آخ که چه سنگين مي زنه اين نفساي آخرم
سکوت من نشونه ي رضايتم نيست ميدوني
گلايه هامو ميتوني از توي چشمام بخوني
بگو آخه جرمم چيه که بايد اينجور بسوزم
هيچي نگم داد نزنم لبامو روهم بدوزم
در به در غزل فروش منم که گيتار ميزنم
با هرنگاه به عکست انگار من خودمو دار مي زنم
نفرين به عشق به عاشقي نفرين به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سياه تو
نفرين به عشق به عاشقي نفرين به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سياه تو
من نوشتم تا بگم عاشقم
![]()
|
+ نوشته شده در 85/09/06ساعت 2:54 بعد از ظهر توسط حامد |
|
| ||
|
+ نوشته شده در 85/09/06ساعت 12:15 بعد از ظهر توسط حامد | ||
| نهفته روی به برگ اندرون گلی محجوب | ز باغبان طبیعت ملول و غمگین بود | |
| ز تاب و جلوه اگر چند مانده بود جدا | ولی ز نکهت او باغ عنبرآگین بود | |
| ز اوستادی خورشید و دایگانی ماه | جدا به سایهی اشجار، فرد و مسکین بود | |
| نه با تحیت نوری ز خواب برمیخاست | نه با فسانهی مرغی سرش به بالین بود | |
| فسرده عارض بیرنگ او به سایه، ولیک | فروغ شهرت او رونق بساتین بود | |
| کمال ظاهر او پرورشگر ازهار | جمال باطنش آرایش ریاحین بود | |
| به جای چهرهفروزی به بوستان وجود | نصیب او ز طبیعت وقار و تمکین بود | |
| چه غم که بر سر باغ مجاز جلوه نکرد؟ | گلی که از نفسش طبع دهر مشکین بود | |
| به خسروان، سخن ناز اگر فروخت، رواست | شکر لبی که خداوند طبع شیرین بود | |
| کسی که عقد سخن را به لطف داد نظام | ز جمع پردگیان، بیخلاف، پروین بود | |
| به نوبهار حیات از خزان مرگ به باد | شد آن گلی که نه در انتظار گلچین بود | |
| اگرچه حجلهی رنگین به کام خویش نساخت | ولی ز شعر خوشش روی دهر رنگین بود | |
| شکفت و عطر برافشاند و خنده کرد و بریخت | نتیجهی گل افسرده عاقبت این بود |
|
و این هم من در لباس بدنسازی
من
حامد
| |
|
|
دیوید بکهام بازیگر سرشناس و افسانه ای فوتبال جزیره (انگلیس) با عقد قرادادی 5 ساله به مبلغ 250 میلیون دلار به تیم فوتبال گالکسی آمریکا پیوست! خبر
250 میلیون دلار برای یک نقل و انتقال فوتبالی مبلغ بسیار زیادی هست و همین مبلغ زیاد باعث شده که این بازیکن تمام حرفه ای باشگاه معروف و بزرگی چون رئال مادرید را ترک کنه و به ینگه دنیا بره. تقریبا دیوید بکهام در ازای هر دقیقه حدود 300 پوند خواهد گرفت! و یا هفته ای 10 هزار پوند!
حالا با رفتن دیوید بکهام به آمریکا و لس انجلس، همسر وی (ویکتوریا بکهام) نیز که سرشناس تر و پولدارتر از دیوید است، میتواند با پیوستن به کلوبهای هالیوودی با امثال بریتنی و پاریس هیلتون از نزدیک مراوده داشته باشد و شایدم در هالیوود بازی کند و اجرای موسیقی و ... داشته باشد. در هر صورت این زوج معروف با ثروت افسانه ای خود هر جا برن، می تونن حال کنن بجز یه جا!!! که همه میدونین کجا!
دیروز عصر هم در برنامه دو خبر ورزشی و مصاحبه رادیو ورزش مجری برنامه با اعلام خبر انتقال وی گفت: حالا دیوید میتونه به راحتی از لیزینگ یه ماشین ور داره و نگران پرداخت قسطهای ماشینش ن
دیوید بکهام (زادهٔ ۲ مه ۱۹۷۵ در لندن) فوتبالیستی انگلیسی است. او در سال ۲۰۰۳ باشگاه منچستر یونایتد را برای پیوستن به رئال مادرید ترک کرد.
همسر او ویکتوریا آدامز یکی از خوانندگان گروه اسپایس گرلز است. او سه فرزند به نام های بروکلین(متولد 4 مارس 1999)رومئو(1 سپتامبر 2002)و کروز(20 فوریه 2005)دارد. دیوید بکهام یکی از بهترینهای دنیادر زدن ضربات ازاد محسوب میشود و از پاسهای فوق العادهای نیز برخوردار است. او در سال 1999در جام قهرمانان اروپا با تیم منچستر یونایتد مقابل بایرن مونیخ به قهرمانی رسید در این بازی که با نتیجه 2بر1 به پایان رسید او دو پاس گل داد و بهترین بازیکن میدان بود.
دیوید بکهام در سال 2006 در جام جهانی المان به همراه تیم انگلستان به مقامی دست نیافت وپس از اتمام جام جهانی و تعویض مربی انگلستان دیگر در تیم انگلستان بازی نمی کند دیوید پس از آمدن فابیو کاپلو به رئال به یک نیمکت نشین تبدیل شد واین نیمکت نشینی ها باعث تصمیم او مبنی بر پیوستن به تیم گالکسی لس آنجلس با قرادادی 5ساله ورقم 250 میلیون دلار در ژانویه سال2007 درحالی که6ماه به پایان قراردادش بارئال مانده بود شد.
![]()
.jpg)
بیوگرافی:
متولد 1363
مدرک تحصیلی: دانشجوی تئاتر از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران
با بازی در فیلم « گل یخ » ساخته کیومرث پوراحمد به سینما آمد و ظرف کمتر از یک سال در پنج فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد. تفاوت بازی او در دو فیلم « گل یخ » و « مجردها » نشان از توانایی های او دارد.
شاکردوست در « بی وفا » اولین ساخته منتقد قدیمی سینما - اصغر نعیمی - بهترین بازی کارنامه سینمایی اش را به نمایش گذاشت.
......................................................
مجموعه آثار:
- گل یخ (کیومرث پوراحمد - 1383)
- مجردها (اصغر هاشمی - 1383)
- عروس فراری (بهرام کاظمی - 1383)
- چند می گیری گریه کنی؟ (شاهد احمدلو - 1384)
- قتل آن لاین (مسعود آب پرور - 1384)
- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور - 1384)
- بی وفا (اصغر نعیمی - 1385)
- قاعده بازی (احمدرضا معتمدی - 1385)
- کارناوال مرگ (رضا اعظمیان - 1385)
......................................................
جشنواره ها و جوایز:
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از نهمین دوره جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « مجردها » - 1384
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از دهمین دوره جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « چه کسی امیر را کشت؟ » - 1385
......................................................

دلم براتون بگه
این هم برای خوشکل پسندان...............
باز بگیدحامد بده
با عرض عشق :![]()
گنجشکی برشاخه ی درخت نشسته
به آوازش گوش می دم به آرامشی که تو صداش موج می زنه
او همیشه یه جور می خونه و جز شادی و رضایت، پیام دیگه ای از صداش
نمی گیرم.
با خودم می گم اصلا خبر داره که شاعرهایی با آواز او حکایت عشق رو سرودن؟
و پرنده چه بی نیاز از این حرف و دغدغه ها یی که راجع بش می گم زندگی
می کنه.
ما آدما مث گنجشک ها همیشه با نشاط و هماهنگ نیستیم.
شور زندگی در ما زمانی کم می شه که سایه ی مرگ رو بر سر خودمون حس
می کنیم.
نه این هم نیست وقتی که حس می کنیم همه هستن اما انگار نیستن !!!
با این حال برای اونایی که در زندگی به ورای مرگ رسیدن آرامشی ناب رو به
همراه داره.

الان عصره
و جز صدای زوزه ی باد زمستونی ملایم این جا نمی پیچه.
همه مشغول کارای روزمره ان اما من به دنبال قلم همواره میرم
وراهشو تعقیب می کنم.
چی بگم؟
که بتونم قدری از شنیده ها رو جواب بدم.
خدایا، من شاید شنونده ی خوبی نباشم. ولی همین که می فهمم
با شنیدن آروم می گیرن خوبه و من راضی میشم.
سکوت من، سکوتی مبهمه!
پس خوش به حال کسی که می گه و او می شنوه و او با سکوت جوابشو می ده.
اما وای به حال کسی که نمیگه و حتی سکوت جوابش رو نمی ده و حریفش
نمیشه.
با همه ی این حرفا
هستی برای ما کمتر از پرنده نمی خواد .
ما هم می تونیم مث گنجشک همیشه پر شور زندگی کنیم،
کافیه از او هم بالاتر و بالاتر پربکشیم تا پیش خدا که شادی مطلق
فقط نزد اوهست بریم.
خدایا ما را رها مکن.آمین.
نوشته شده توسط
حامد
گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند
وصدادارترین شاخه ی فصل،ماه رامی شنود
گوش کن،جاده صدامی زنداز دور قدم های ترا.
چشم تو زینت تاریکی نیست.
پلک هارابتکان،کفش به پاکن،وبیا
وبیاتاجایی،که پرماه به انگشت توهشدار دهد
وزمان روی کلوخی بنشیند باتو
ومزامیر شب اندام ترا،مثل یک قطعه ی آواز به خودجذب کنند
پارسایی است در آنجاکه ترا خواهد گفت:
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تراست.
باید امشب بروم.
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی ازجنس زمان نشنیدم.
هیچ چشمی،عاشقانه به زمین خیره نبود.
هیچ چشمی،عاشقانه به زمین خیره نبود .
هیچ چشمی،عاشقانه به زمین خیره نبود.
هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت .
باید امشب بروم .............
باید امشب چمدانی را
که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جادارد،بردارم
وبه سمتی بروم ............![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یک دوست به من عشق ورزید
شاید هنوزم من تو حسرت عشقی پاک بمونم
مگه من چیم از بقیه کمتره.شاید خیلی ساده باشم ؟
بذار شب چشماشو رو هم بذاره تا بگم چقدر دلم دوست داره نمي گم اندازه ي ستاره ها نمي گم تو رو مي خوام قدر خدا من تو رو قد خودت دوست دارم زندگيمو روي چشمات مي ذارم تو دلت شكستني مثل صداست تو وجودت چيزي غير از آدماست تو بايد گل مي شدي تو باغ نور تو زيادي واسه اين چشماي شور گريه بس كن نمي خوام زير بارون بشينم با سر انگشتاي نازت ابراي زلفاتو رد كن تا كه خورشيدو ببينم سرو شيراز تويي تو مايه ي ناز تويي تو تو كه بهتر از اميدي تو كه خوشتر از نويدي تو كه خوبي تو كه نازي اي كه با غصه بسازي زندگي خواب و خياله مگه نه همه چي رو به زواله مگه نه عمر جاودان محاله مگه نه عمر جاودان محاله زندگي يك نفسه غم بيهوده بسه تلخي عمرو به شيريني شبذار شب چشماشو رو هم بذاره تا بگم چقدر دلم دوست داره نمي گم اندازه ي ستاره ها نمي گم تو رو مي خوام قدر خدا من تو رو قد خودت دوست دارم زندگيمو روي چشمات مي ذارم تو دلت شكستني مثل صداست تو وجودت چيزي غير از آدماست تو بايد گل مي شدي تو باغ نور تو زيادي واسه اين چشماي شور گريه بس كن نمي خوام زير بارون بشينم با سر انگشتاي نازت ابراي زلفاتو رد كن تا كه خورشيدو ببينم سرو شيراز تويي تو مايه ي ناز تويي تو تو كه بهتر از اميدي تو كه خوشتر از نويدي تو كه خوبي تو كه نازي اي كه با غصه بسازي زندگي خواب و خياله مگه نه همه چي رو به زواله مگه نه عمر جاودان محاله مگه نه عمر جاودان محاله زندگي يك نفسه غم بيهوده بسه تلخي عمرو به شيريني ادي ببخش شاديا پشت درن خنده ها منتظرن آخه تاريكي مي ميره تا بخنده سحر Nobody Wants to be Lonely There you are In a darkened room And you're all alone Looking out the window Your heart is cold And lost the will to love Like a broken arrow Here I stand in the shadows Come to me Come to me Can't you see that CHORUS: Nobody wants to be lonely Nobody wants to cry My body's longing to hold you Time is precious and it's Slipping away And I've been waitin' for you all Of my life Nobody wants to be lonely So why Why don't you let me love you Can you hear my voice Do you hear my song It's a serenade So your heart can find me And suddenly you're Flying down the stairs Into my arms, baby Before I start going crazy Run to me Run to me Cause I'm dyin' CHORUS I wanna feel you need me Just like the air you're breathin' I need you here in my life Don't walk away Don't walk away Don't walk away Don't walk away, no Nobody want to be lonely Nobody wants to cry چه کار به کار شب داری بذار تا خوابش ببره ماه اگه بیداره ولی پلک ستاره می پره چه کار به سایه ها داری که لحظه ها رو کش می دن مراقبان بی خطر احساس آرامش میدن اگر کمی فرصت باشه آفتاب هنوز زیاد میاد اگر کمی فقط کمی دلت بخواد دلت بخواد چه کار به بیشترک داری دیروز لب گزیده ها تجربه کن نترس از این نرفته ها ندیده ها چشم تو از فکرای بد ابر زمستونی شده شهر فرنگ بچه گی یه گوشه زندونی شده چه کار به قصه ها داری خالی شو از پس پریروز در لحظه ای که هست و نیست برپر پروانه بسوز فقط کمی بیشتر کمی زنده تر از خاطره شو در غیبت تن ذره ها حافظه ی پنجره شو فقط کمی کمی فقط هوای تابستونی شو تا موج کف زیاد بیاد از تشنگی من و تو تا می تونی آفتابی شو پررنگ و زنده داغ داغ سبز و سفید و سرخ سرخ از چل ستون تاشاهچراغ واسه من نیاردیگه انقدر بهونه حالا که قلبم قدر تو رو می دونه بگو می مونی با من بگو می خونی با من مثل تو پیدا نمیشه دیگه واسه من هفت روز هفته هفت بار در روز باید بشنوم صدای کوچولومو هر روز من تو رو بایه دنیا نمی کنمت عوض ناراحتت می کنم نیست از رو غرض وقتی ناراحتی تو ندارم آروم میبارم مثل با رون با صدام شو آروم بی تو لحظه ها حروم می شه شادی تموم اینو بدون بی تو نمیآرم دووم بیمار تو شدم تویی دوای دردم بافته شده از خواستنت تار و پود قلبم عشق من جون من همه ی عمرم گل من ریشه ات رفت تو وجودم نمیدم ماهمو به آسمون و ستاره ها نمی دم گلمو به گلدون و باغچه ها اسمون و ستاره ها گلدون و باغچه ها مال تو, تو مال من وقتی پیشمی ستاره می کنه حسودی چون ماه پیش منه تو آسمون نبودی واسه لذت بردن از ساحل وحشی موجی که به صخره می خوره میشه زخمی تنم زخمی واسه ات منم اون موج می گذرم از جونم تا برسی به اوج اگه نباشی رسیدن به بن بست نمی دم به هیچ قیمتی تو رو از دست نیاد پایین اشکت بدون تو قدرش قطره شبنم داره کلی ارزش ببین سرونازم می خوام باشی کنارم درخته تشنه, منم برات می بارم نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر نامه رسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست گرچه در خلوت راز دل ما کس رسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی ابر هرکجا نامه ی عشق است نشان من و توست این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت گفتگویی و خیالی ز جهان من و توست سایه زآتشکده ی ماست فروغ مه و مهر وه از این آتش روشن که به جان من و توست زندگی روز و شباش قشنگه همیشه زندگی بدون هم چی میشه ؟ نمیشه آتیش غمهات به مویی بنده نسوزی خنده کن دنیا به روت بخنده یه روزی اخماتو وا نکنی بخت تو هم وانمیشه روشو که کم نکنی زندگی زیبا نمیشه غصه ی امروز و فردا رو نخور که می گذره غصه ها رنگ بهارو از دلامون می بره می دونی که زندگی به خوب و بدهاش می نازه هرکی باش لج بکنه لحظه هاشو مفت می بازه زندگی عمر گله نجنبی غیبش می زنه هرکی به گل دست بزنه شاپره نیشش می زنه ای مثل من عاشق که با یارت شدی تنها یادت نره باز اونهمه حرفا و سخنها با اون دیگه از عشق قشنگت بگو امشب هر چیزی که می خواد دل تنگت بگو امشب گفتن حالا وقته شنفتن حالا وقته در باغ دل یار شکفتن حالا وقته از این شور و حالت بگو با اون از خواب و خیالت بگو با اون دست به دامن حافظی هر شب از نیت فالت بگو با اون تو ای بال و پر من رفیق سفر من می میرم اگه سایه ات نباشه رو سرمن تویی خود خود عشق که بی تو نفسم نیست کجا تو خونه داری که هرجا می رسم نیست اهل کدوم دیاری کجا تو خونه داری که قبله گاهم اونجاست هرجا که پامی ذاری اهل کدوم دیاری گل کدوم بهاری که حتی فصل پاییز باغ ترانه داری آی دلبرم آی دلبر ای از همه عزیزتر ای تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس تو دوره شبابم تو اومدی به خوابم گفتی نیاز من باش ترانه ساز من باش یه روزی راستی راستی همون شدم که خواستی شدی تو سرنوشتم برای تو نوشتم خسته ی دین و دنیا ملحد و کافر هستم تویی تو مذهب من من تو رو می پرستم با همه وجودم برای تو سرودم در طلب تو هستم در طلب تو بودم صدامو از تو دارم شعرامو از تو دارم اما تو رو ندارم وای به روزگارم عاشقم من عاشقي بي قرارم كسي ندارد خبر از دل زارم آرزويي جز تو در سر ندارم من به لبخندي از تو خرسندم مهر تو اي مه آرزومندم بر تو پابندم از تو وفا خواهم من زخدا خواهم تا به رهت بازم جان تا به تو پيوستم از همه بگسستم بر تو فدا سازم جان خيز و با من بر افق ها نظر كن دلنوازي چون نسيم سحر كن دل من غم داره توی محرم نامحرم آقا ولی باز تو محرم به ما بودی و هستی بزرگوار از کوچیک گرفته تا اون بزرگترا من نیستم تهی ام جلو عظمتت خدا بگذره از گناهام تو رو به عظمتت علی اصغرو فرو کردن نیزه تو گلو میگن مظلوم تر هم هست غیر او پس کو دستت قطع شد آقا با مشک آب اگه بودی پر میشد با اشک ما تا که خاندانت نمونن تشنه لب اگه بودم جون می دادم واست عشق من مثل یارانت که بودن هفتاد و دو تن آقا الکی نیست می زنم حرفامو پر از You are the candle, love's the flame Cause love could never ever feel so strong Said I loved you but I lied With all my soul I've tried in vain How can mere words my heart explain This taste of heaven so deep so true I've found in you So many reasons in so many ways My life has just begun Need you forever, I need you to stay You are the one, you are the one A fire that burns through wind and rain Shine your light on this heart of mine Till the end of time You came to me like the dawn through the night Just shinin' like the sun Out of my dreams and into my life You are the one, you are the one CHORUS: Said I loved you but I lied 'Cause this is more than love I feel inside Said I loved you but I was wrong 'FPRIVATE "TYPE=PICT;ALT=" Cause love could never ever feel so strong Said I loved you but I lied With all my soul I've tried in vain How can mere words my heart explain This taste of heaven so deep so true I've found in you So many reasons in so many ways My life has just begun Need you forever, I need you to stay You are the one, you are the one
فرا رسیدن سال نو را به تمامی دوستان تبریک وتحنیت عرض می کنم .
امید است سال جدید برای شما و خانواده گرامیتان سالی پر برکت توام با موفقیت بوده و همواره روزگار را به خوبی و خوشی بگذرانید .
با تقدیم و احترام
حامد@پاپورکی
بدانند :
دختران هر گز عاشق نمي شوند
در وجود بي وجود است
پس تنها يك چيز مي ماند:
دوستت دارم است