تبليغاتX
www.hamed_salar.blog.com
asheghane va ax
درخواست تعداد زیادی از دوستان که مایل بودند که از عکس آقای علی تبریزی در وبلاگ استفاده کنیم یک عکس از ایشان را در اینجا قرار دادیم ........

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

کهکشان
galaxy

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  توده ای بزرگ از تعداد بسیار زیادی ستاره  ٬مقداری گاز٬ غبار ومواد تاریک که با کشش گرانشی گرد هم آمده اند یک نمونه بارز  آن کهکشان راه شیری است.این اجرام پهنه وسیعی از اندازه ,درخشندگی, جرم , تعداد ستارگان ومقدار مواد غیر ستاره ای اشغال می کنند.اندازه درخشندگی کهکشانهای سی دی حتی میلیونها برابر کهکشانهای کوتوله می باشد.شکل کهکشانها مطابق رده بندی هابل در سه رده کلی جای می گیرد.کهکشانهای بیضوی که به صورت بیضی وبا درخشندگی یکنواخت ومتقارن هستندو بطور معمول شکل گیری ستاره ها در آنها وجود ندارد.کهکشانهای مارپیچی که بدو صورت معمولی و میله ای وجود دارند دارای توده ای مرکزی مانند توده کهکشانهای بیضوی البته در مقیاس کوچکتر بوده  وصفحه ای تخت از توده های ستاره ای  گاز وغبار  اطراف آن قرار دارد که برخلاف کهکشانهای بیضوی در گستره وسیعی از عمرشان  فرایند شکل گیری ستاره ها در آنها جریان دارد.کهکشانهای نامنظم که برخلاف دو نوع کهکشان قبلی دارای شکل خاصی نیستند و کهکشانهای کوتوله که دارای ستارگان کم بوده ودرخشندگی آنها نسبت به بقیه کمتر است.

با بررسی دقیق حرکات داخلی کهکشانها آشکار شده است که مجموع جرم اجزاء قابل مشاهده آنها برای توجیه این حرکات کافی نیست وجرم وگستره  آنها باید بسیار بیشتر از این باشد این جرم گم شده را به وجود مواد تاریک نسبت می دهند وجرم مواد تاریک در یک کهکشان نوعی حتی به نود درصد جرم کلی مواد قابل مشاهده هم می رسد.بنابراین ماده تاریک در شکل گیری کهکشانها  ,جرم واندازه آنها بسیار موثر است.بیشتر کهکشانها طی زمانی نسبتا" کوتاه بعد از شکل گیری کیهان  به شکل کنونی خود رسیده اند وشکل گیری ستارگان در آنها آغاز شده است.

درشکل بالا یکی از بهترین رده بندی های کهکشانی ترسیم شده است.تعداد کهکشانهای بزرگ عالم ۳۵۰ میلیارد وتعداد گروههای کهکشانی۲۵  میلیارد وتعداد ابر خوشه ها نیز ۱۰ میلیون عدد تخمین زده شده است.

کهکشانها آنقدر بهم نزدیکند که گهگاه تصادف می کنند وادغام می شوند.

ستاره ها خیلی خیلی بندرت با هم برخورد می کنند.فاصله بین ستاره های همسایه (در موقعیت ما در کهکشان راه شیری )تقریبا"برابر با 10 میلیون برابر قطر ستاره است.در مقابل کهکشانها به صورت خیلی رایج با هم برخورد می کنند.فاصله بین کهکشانهای همسایه تقریبا"20 برابر قطر کهکشان است .

برخورد های سریع السیر بین کهکشانها آنها را دست نخورده می گذارد اما منجر به ایجاد اختلالاتی مانند پل می شود.مانند کهکشان m51  که توسط پلی از ستارگان به کهکشان همسایه کوچک تر راه دارد.

برخورد شاخ به شاخ کهکشانها نسبت به برخورد کنار گذری خیلی کمیاب تر است.اگر یک کهکشان کوچک درست از میانه یک کهکشان مارپیچی بزرگ عبور کند، موج کشندی موجب به راه افتادن جریانی از ستاره وگاز به سمت بیرون از قرص کهکشان مارپیچی می شود. نتیجه یک کهکشان حلقوی است که بارزترین ویژگی آن ، موج کشندی حلقه ای شکل ستاره هاست.

مواجهه کند کهکشانها موجب ادغام می شود.دو کهکشان به هم پیوند می خورند وکهکشان بیضوی یگانه ای را می سازند.فرآیند کامل ادغام، صدها میلیون سال به طول می انجامد.دو کهکشان معروف آنتنا از آن جمله اند.کهکشان راه شیری وآندرومدا در حال حاضر با سرعت 300 کیلومتر در ثانیه به سوی هم در حرکتند.اگر مدارشان بسیار کشیده باشد در عرض حدود 3 میلیارد سال با هم برخورد می کنند وکهکشان بیضوی غول آسایی را پدید می آورند.اگر مدارشان دایروی تر باشد از کنار هم می گذرند ونتیجه تنها اختلالات کشندی خواهد بود.هنگامیکه یک کهکشان بزرگ با کهکشان کوچکتری تصادم کند داشته باشد،کهکشان کوچکتر بلعیده خواهد شد.یعنی ستاره های کهکشان کوچک به کهکشان بزرگ تعلق می گیرند ودر ساختار کهکشان بزرگتر کمترین تغییراتی رخ می دهد.به نظر می رسد که کهکشان راه شیری در حال بلعیدن ابر های ماژلانی باشد.

 

کهکشانهایی که منزوی باشند معدودند.کشش گرانشی متقابل کهکشانها باعث می شود در خوشه ها(clusters) اجتماع کنند.یک خوشه فقیر از کهکشان در حد انگشتان دست ،کهکشان دارد(خوشه محلی دارای حدود 40 کهکشان است)در حالیکه خوشه های غنی بیش از یکهزار کهکشان دارند.در حالیکه پهنای یک خوشه فقیر فقط یک مگاپارسک وحتی کمتر است اندازه یک خوشه غنی تا 3 مگاپارسک می رسد.خوشه سنبله مثالی از یک خوشه غنی است که دارای 2500 کهکشان بوده واندازه آن در حدود 17 مگاپارسک است.

مواجهه کهکشانها در خوشه های غنی که کهکشانهای متعددی نزدیک هم قرار دارند رواج بسیاری دارد.کهکشانهای بیضوی در خوشه های غنی زیادند ولی تعداد مارپیچی ها کم(بیشتر کهکشانهای مارپیچی در طی برخورد های کند در هم ادغام گردیده اند.)در بین کهکشانها مقادیر بسیار زیادی گاز میان کهکشانی وجود دارد که از کهکشانهای خوشه منفک شده اند.معمولا" در نزدیکی مرکز خوشه های غنی کهکشان بیضوی غول آسایی قرار  دارد که در اثر بلع کهکشانی بدفعات تورم فزاینده ای پیدا کرده است.

 

خوشه های کهکشانی خود خوشه بندی داشته ودر ابرخوشه هایی اجتماع دارند که در میانشان رخنه یا فضاهای خلاء مانندی با وسعت بسیار زیاد وجود دارد.ابر خوشه ها یا خوشه های کهکشانی بزرگترین ساختارهای شناخته شده گیتی هستند.بزرگترین ابرخوشه ها 100 مگاپارسک یا حتی بیشتر طول داشته وجرمشان نیز به حدود ده هزار میلیارد برابر جرم خورشید می رسد.گروه محلی وخوشه سنبله هردو بخشی از ابرخوشه محلی هستند که ساختار تختی است که حدود 50 مگاپارسک قطر  دارد.با اندازه گیری سرعتهای شعاعی کهکشانها وبا استفاده از قانون هابل ترسیم نقشه توزیع کهکشانها در فضا تا فواصل چند صد مگاپارسک میسر است.به نظر می رسد که ساختار بزرگ مقیاس گیتی متخلخل است.ابر خوشه ها کروی نیستند بلکه دیواره های تخت یا رشته های بلند می سازند.ابر خوشه ها توسط فضاهای غول پیکرتقریبا" خالی از کهکشان(که سوراخهای اسفنج کیهانی هستند) از هم جدایند. پهنای این فضاهای خالی به یکصد مگاپارسک هم می رسد .

گمان بر این است که گیتی در ابتدای کار (بعد از انفجار بزرگ یا بیگ بنگ)تقریبا" همگن بوده واختلالات چگالشی مختصری داشته است.اما با گذشت زمان نواحی پرچگالی رمبیدند وابر خوشه ها را پدید آورند.نواحی کم چگالی بسط یافتند وفضاهای خالی را پدید آوردند.این فضاها با انبساط خود مثل باد کنک باد کرده وبه کرویت نزدیک شدند.

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

تصاوير حيرت انگيز تلسکوپ هابل از برخورد کهکشانها

زماني که دو کهکشان غول پيکر که هر يک شامل ميلياردها ستاره است، با هم برخورد مي کنند، نمايي بسيار هيجان انگيز و حيرت آور تشکيل مي شود. البته برخورد دو کهکشان ميليونها سال طول مي کشد و ما تنها مي توانيم مراحل مختلف برخورد را در ميان جفت ها مختلف ببينيم.

برخوردهاي کهکشاني شگفت انگيز و زيبا هستند. امروز در جشن 18 سالگي پرتاب تلسکوپ فضايي هابل، مجموعه‌ي 59 تصوير هابل از برخوردهاي کهکشاني منتشر شد.

در آستانه

AM1316-241، درفاصله ي حدود 400 ميليون سال نوري قرار گرفته است. يک کهکشان مارپيچي در حال برخورد با يک کهکشان پير بيضوي است. يکي توده ي عظيم غبار روي چهره ي کهکشان بيضوي را گرفته است.

در کتاب‌هاي ستاره‌شناسي، اغلب، کهکشان‌ها به صورت جزيره‌هايي آرام از ستارگان نشان داده مي‌شوند، اما هميشه اين‌طور نيست. روي ديگر سکه زماني ديده مي‌شود که دو کهکشان با هم برخورد کنند. در برخورد کهکشان‌ها، به دليل فاصله‌ي بسيار زياد ، معمولا ستارگان  با هم برخورد نمي‌کنند اما به دليل گرانش بسيار زياد کهکشان‌ها، معمولا تغيير شکل زيادي در ظاهر دو کهکشان رخ مي‌دهد، ستارگان بسياري از مدار‌هاي خود خارج مي‌شوند و گازهاي ميان ستاره‌اي متلاطم مي‌شوند.

شوک گرانشي

فاصله ي Arp 148 حدود 500 ميليون سال نوري است! برخورد اين دو کهکشان باعث يک شوک گرانشي شده و توده ي ميلياردي ستارگان را به شکل يک حلقه درآورده است. فرآيندهاي ستاره سازي با سرعت بسيار در اين کهکشان در حال پيشرفت است.

پس از برخورد، ممکن است کهکشان‌ها با هم ادغام شوند يا بار ديگر از هم‌ جدا شوند. همانند دو دسته‌ي بزرگ از زنبورها که از درون يک‌ديگر عبور مي‌کنند. اما به دليل فعال شدن مناطق ستاره‌سازي، معمولا پس از اين برخوردها فرآيند ستاره سازي کهکشان‌ها شتاب مي‌گيرد و مي‌تواند به 100 برابر مقدار اوليه خود برسد. البته مدت زمان اين برخوردها مي‌تواند صدها ميليون سال به طول انجامد.

باقي مانده
کهکشان NGC 3256  در واقع دو کهکشان بوده است که هم اکنون ديگر در هم فرو رفته اند. بازويي که در سمت چپ از کهکشان به بيرون آمده است، نشان دهنده ي باقي مانده ي برخورد اين دو کهکشان در گذشته ي دور دارد.

تصاوير حيرت انگيز تلسکوپ هابل از برخورد کهکشانها

 در هجدهمين سالگرد پرتاب تلسکوپ فضايي هابل، 59 عکس از اين برخوردها براي عموم منتشر شد.

برخوردها

 بيشتر اين عکس‌ها حاصل کار پروژه‌‌ي GOALS است. در اين پروژه تلسکوپ‌هاي فضايي هابل، چاندرا و اسپيتزر براي يافتن کهکشان‌هايي که در ناحيه‌ي فروسرخ درخشان هستند، با هم همکاري مي‌کنند.

رقص آسماني
دو کهکشان هم اندازه در يک رقص آسماني با هم برخورد مي کنند! اين زوج در فاصله ي 550 ميليون سال نوري از زمين قرار گرفته اند. کهکشان سمت راست بازوي بسيار کشيده اي پيدا کرده است.

در آستانه ي برخورد

NGC 5754 و NGC 5752 دو کهکشان در 200 ميليون سال نوري دورتر، در آستانه ي برخورد
باقي مانده ي برخورد
ESO 99-4 کهکشاني عجيب در فاصله ي 400 ميليون سال نوري، باقي مانده اي از يک برخورد کهکشاني است، توده ي غبار بخشهايي از اين کهکشان را پوشانده است.

درگيري

NGC 6621, NGC 6622  دوکهکشاني هستند که در فاصله ي  300 ميليون سال نوري از ما، شديداً با هم درگير شده اند و فرايند هاي ستاره سازي در اين دو کهکشان تسريع گشته است. بازوي بسيار طويلي از جنس توده ي ستارگان از کهکشان NGC 6621 خارج شده است.
.
+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

 

تصوير چاندرااز حركت كهكشانها

چاندرا تصويري از حركت كهكشانها در يك خوشه كهكشاني تهيه كرده است .

تصوير جديد چاندرااز خوشه كهكشاني آبل 160 به دانشمندان ديد جديدي نسبت به حركت كهكشانها درون يك خوشه كهشاني داده است.اين كهكشانها با سرعتي مافوق صوت در حال حركتند و ردي از خود به جا گذاشته اند.كه تلسكوپ فضايي پرتو ايك سچاندرا موفق به آشكار سازي آن شده است. اين رد پاي آشكارشده اطلاعات بي نظيري از حركت كهكشانها در خوشه هاي كهكشاني آشكار كرده است . اين نخستين باري است كه چنين رد پايي از كهكشانها و حركت آنها آشكار مي شود.كهكشانها معمولا در اجتماعهايي كه از چندين عدد تا چند هزار كهكشان را در بر مي گيرند جمع شده اند.. اين مجموعه عظيم توسط ابري از گازهاي داغ احاطه شده است كه به دليل گرانش كهكشانها پايدار شده است. هريك از كهكشانها با سرعت بسيار زيادي در اين محيط حركت مي كنند و همانند هواپيماي مافوق صوتي كه ديوار صوتي را مي شكند يك موج ضربه فوق صوتي را آشكار مي كنند اين موج ضربه منبع اثري است كه به شكل رد پا توسط چاندرا شكار شده است. اين رصد در خوشه آبل 160 اتفاق افتاده است كه يك نمونه عالي براي بررسي خوشه هاي كهكشاني است. چراكه برخلاف بسياري از خوشه ها هنوز برخوردي در آن صورت نگرفته است و خود خوشه نيز با خوشه هاي ديگر برخور نكرده است.در اين خوشه 29 كهكشان مورد بررسي قرار گرفتند كه از اين تعداد 19 مورد در مداري دايره اي و با سرعتي معادل چندين هزار كيلومتر در ثانيه در حال چرخشند و 10 مورد ديگر در مداري دورتر در حال حركتند.

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

img/daneshnameh_up/0/03/tasadom_k.JPG
مرحله اول
img/daneshnameh_up/1/10/tasadom_k1.JPG
مرحله دوم
img/daneshnameh_up/2/21/tasadom_k.2.JPG
مرحله سوم
img/daneshnameh_up/f/f3/tasadom_k.3.JPG
مرحله چهارم

مقدمه

کهکشان به مجموعه ستارگان ، گاز و غبار گفته می شود که با نیروی جاذبه کنار هم نگاه داشته شده‌اند. کوچکترین کهکشانها دارای عرضی برابر با چند صد سال نوری ، شامل حدود 100000 میلیارد سال ستاره هستند. بزرگترین کهکشانها تا 3 میلیون سال نوری عرض دارند و شامل بیش از 1000 میلیارد ستاره هستند. اشکال کهکشانها بر اساس شیوه‌ای طبقه بندی می‌شود که طبق شیوه طبقه بندی ستاره شناس آمریکایی ، ادوین هابل (1953- 1986) ، شکل یافته است. در مورد تکامل کهکشانها اطلاعات قطعی کمی در دست است. تنها مطلب مورد اطمینان این است که کهکشانها میلیاردها سال پیش به شکل توده‌ای از ابرهای گازی و غباری بوجود آمدند.

انفجار کهکشانها

در فراسوی جهان برخی از کهکشانها بطور کامل در حال انفجارند، با از هم پاشیدن هسته کهکشان ، ستارگان نیز نابود می‌شوند. در برخی کهکشانهای ویژه ، نور درخشان حاصل از انفجار ، تمام آن چیزی است که می‌بینیم. نور ستاره در برابر عظمت انفجار کهکشانی ناچیز است. حدود چندین سال پیش ، اخترشناسان رادیویی برای نخستین بار کهکشانهای انفجاری را کشف کردند.



بیشتر کهکشانها از کهکشانهای همسایه خود صد هزار سال نوری فاصله دارند. به هر حال ، بعضی از کهکشانها تا اندازه‌ای به یکدیگر نزدیک می‌شوند که نیروی جاذبه دو طرفه آنها اشیاء موجود در کهکشانها دیگر را به اطراف خود می‌کشد و این امر باعث بوجود آمدن توده‌هایی به نام دنباله‌های کشندی می‌گردد، که این دنباله‌ها مانند پلی کهکشانها را به یکدیگر وصل می‌نمایند. نزدیکی بیش از حد کهکشانها ممکن است، توأم با تصادم آنها گردیده و به دنبال این عمل یک تغییر شکل بنیادی در شکل ظاهری آنها صورت پذیرد.

تصادف کهکشانها

ژول ورن و اچ. جی. ولز هیچکدام نمی‌توانستند وقایعی را که بعد از وقوع یک تصادف در جهان رخ می‌دهد پیش بینی نمایند. جهان مجموعه‌هایی از ستارگان عظیم الجثه‌ای است که هر یک از آن مجموعه‌ها کهکشان نامیده می‌شوند و هر یک ترکیبی از میلیونها ستاره می‌باشند. اکنون با وسعت دید فوق العاده تلسکوپ فضایی هابل بخوبی می‌توان دریافت که برخورد کهکشانها حوادث دیگری همچون تولد ستاره‌ها را به دنبال خواهد داشت. تصاویر جدید و جالب توجه هابل ، ترکیب دو کهکشان را به معرض نمایش می‌گذارد.

آنها آنتنهای تماس (موجگیر) را به فضا پرتاب می‌نمایند، زیرا که تصادفا دم یک جفت از این
ستاره‌های دنباله‌دار ، شبیه به دم حشره‌ها می‌باشد. بیشترین نقطه تصادف در میان بیش از هزار توده درخشان و آتشین ستارگان جدید می‌باشد که نور آبی رنگی را به دنبال دارند. ستاره شناسان احتمال می‌دهند که حاصل انفجار این گلوله‌های روشن بیش از یک میلیون ستاره تازه تولید یافته باشد.


بردلی وایت مور از موسسه علمی تلسکوپهای فضایی ، واقع در بلتی مورد اظهار داشت: درخشش نور برخی از این ستاره‌های جوان شگفت انگیز است. اما چرا این پدیده را تولد می‌دانیم و نه مرگ؟ هنگامی که کهکشانها به یکدیگر نزدیک می‌شوند، جاذبه نیرومندی توده‌های گاز هیدروژن را به یکدیگر می‌فشارد و بعد از آنکه تراکم آنها به نقطه حساسی رسید، این دسته‌ها به ستاره‌های جدیدی تبدیل می‌شوند.

چشم انداز بحث

ستاره شناسان امیدوارند که تصاویر هابل روزنه‌ای بسوی کشف راز جهان را به روی ما بگشاید. همچنین تصاویر آنها به ما کمک می‌کند تا حوادثی را که از هم اکنون تا 5 سال آینده وقوع آنها می‌رود پیش بینی کنیم، چنانکه برخی از داشنمندان پیش بینی نموده‌اند کهکشان راه شیری ما، در آینده به کهکشان Andromeda برخورد می‌کند.

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

کاش ما هم این قدر راحت به هم می رسیدیم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 11:34 قبل از ظهر  توسط adminstor  | 

 

گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو  

                           

 چشم هایم بی تو بارانیست حرفش را مزن

 

 آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو

 

  راهمان با آنکه طولانیست حرفش را مزن

 

 دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا

 

  دل شکستن آسان است حرفش را مزن

 

خورده ای سوگند روزی عهد ما را بشکنی

 

این شکستن نا مسلمانی است حرفش را مزن

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط adminstor  | 

سختی!

دل تنهاوغریبم،داره این گوشه میره،ولی حتی وقت مردن بازسراغتومی گیره.....میرسه روزی که دیگه قعردریا 

می شه خونم،اماتودریای عشقت،بازیه گوشه ای می مونم.

من همون جزیره بودم،خاکی وصمیمی وگرم،واسه عشق بازی موجها،قامتم یه بسترنرم.....

یه عزیزدردونه بودم،پیشه چشم خیسه موجها،یه نگین سبزخالص،توی انگشتردریا......   

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 1:29 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

می خواهم از تو بگوییم،که پیش از زمان ها وتا همیشه،ذرات عالم وجودوباغ های بهشتی از فیض وجود تو سیراب گشته اند...

می خواهم از تو بنویسم،که آدم (ع)از نور وجودت علم آموخت و به نور کلمات وجودت از سرگردانی نجات یافت...

می خواهم تو را بخوانم،که زکریا(ع)به برکت نام تودر چشمان یحیی(ع)لبخند زد...

می خواهم تو رابسرایم،که بلندای وجودت لباس عزت بر قامت زنان پوشاند...

می خواهم تو را بشناسم،که خدا جان تو را از مهربانی خویش سرشت...

وسال هاست،که قلم می نویسدوسال هاست،که تن سپید کاغذ با نام تو مزین میگرددوسال هاست،که غزل از نام تو شور می گیرد.وسال هاست،که شاعران می کوشند تا زلال چشمان تو را تفسیر کنندوغبار کدورت های روزگار رااز دل ها بزدایندوجلا دهند.وسال هاست،که...

وقلم هنوز هم می نویسدوکاغذ هنوز هم به نام تو مزین می گرددو غزل هنوز هم با نام توپر شور می شود،اما...

"فاطمه رافقط خدا می شناسد،کلید تمام درهای بسته ومشکل گشای تمام گرفتاری هاو رنج های عالم وآدم..."

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
آفتابست آن پری رخ یا ملایک یا بشرهد صبری ما تولی رد عقلی ما ثناگلبنست آن یا تن نازک نهادش یا حریرتهت و المطلوب عندی کیف حالی ان ناباغ فردوسست گلبرگش نخوانم یا بهارقل لمن یبغی فرارا منه هل لی سلوهبر فراز سرو سیمینش چو بخرامد به نازیکره المحبوب وصلی انتهی عما نهیکاش اندک مایه نرمی در خطابش دیدمیقیل لی فی الحب اخطار و تحصیل المنیگوشه گیر ای یار یا جان در میان آور که عشقفالتنائی غصه ما ذاق الامن صبادختران طبع را یعنی سخن با این جماللحظک القتال یغوی فی هلاکی لا تدعآخر ای سرو روان بر ما گذر کن یک زمانیا رخیم الجسم لو لا انت شخصی ما انحنیدوستی را گفتم اینک عمر شد گفت ای عجببعض خلانی اتانی سائلا عن قصتیگفت سعدی صبر کن یا سیم و زر ده یا گریز قامتست آن یا قیامت یا الف یا نیشکرصاد قلبی ما تمشی زاد وجدی ما عبرآهنست آن یا دل نامهربانش یا حجرحرت و المامول نحوی ما احتیالی ان هجرجان شیرینست خورشیدش نگویم یا قمرام علی التقدیر انی ابتغی این المفرچشم شورانگیز بین تا نجم بینی بر شجریرسم المنظور قتلی ارتضی فیما امرور مرا عشقش به سختی کشت سهلست این قدردوله القی بمن القی بروحی فی الخطرتیربارانست یا تسلیم باید یا حذرو التدانی فرصه ما نال الا من صبرآبرویی نیست پیش آن آن زیبا پسرعطفک المیاس یسعی فی بلائی لا تذرآخر ای آرام جان در ما نظر کن یک نظریا کحیل الطرف لو لا انت دمعی ما انحدرطرفه می​دارم که بی دلدار چون بردی به سرقلت لا تسال صفار الوجه یغنی عن خبرعشق را یا مال باید یا صبوری یا سفر
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 1:18 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

         ------ زهرا جان نامردمان چه کردند با تو ------××××××××××××××××××××××

 ما جمعی از دوستداران ایران و ایرانی ضمن محکوم کردن اقدامات رذل و وقیحانه ی انسان نماهائی که برای رسیدن به آرزوهای شوم خود با پخش اخبار و سی دی جعلی و دروغین نسبت داده شده به هنرمند عزیز زهرا امیر ابراهیمی سعی در ریختن آبرو و حیثیت دیگران دارند محکوم و اعلام می کنیم هیچ نسبتی با خانم امیرابراهیمی نداشته و دفاع از این هنرمند عزیز را وظیفه انسانی و وجدانی خود می دانیم باشد که خداوند متعال در روز قیامت آبروی همه ی بندگان صالح خود را محفوظ بدارد

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

   تو را ریشه یابی میکنم    :

،

،

تو را ریشه یابی میکنم

بی پیشداوری

- که حق مسلم ما بود.

کدام نشانه را بر طنین صدایت آویختی

تا بهانه ای برای آرامشم شود؟

رنگ از کدام حادثه بر چهره ات نشست؟

که زخم تازیانه ء عشق را  ،

چون زینتی گران،

بر گرده نهادم و ملامت کردم

 

آسمان را...

و زمین را...

که این درد را تحملشان نبود...

که آدمی ،

همزاد را جستجو کند

به خیالی هوشیار...

زنده...

و مجسم.

...

به من چه که میراث آسمان ،

در تابوتی ارغوانی

یا سیاه...

ویا هر زهر مار دیگر...

به امانت زمین

واگذاشته میشود !

                    خدا و آسمانش چه تسلی میدهند اگر

                     اینکه امروز دوستش دارم ،

                     مرا به خود واگذارد... فردا ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

تولدی دیگر برای عاشقان

 

                   

                       

 

 

ترانه ی موزون شب های مهتابی ام

سلام!

اینجا دامن هوا را مه گرفته و می رقصاند

هوا ملس است

من خوبم

ستاره ام؟

او هم خوب است

هر شب می بینمش

آخر می دانی

اینجا آسمانش مثل دلت صاف است

ستاره می بارد

ماه می خندد

باد می رقصد

زندگی طعم آلبالوی ترش می دهد

و طعم تمشک نارس

مادربزرگم به حلال ماه لبخند می زند

پدربزرگم نی می زند

جویبار می خواند

آسمان ستاره می بارد

آخر می دانی گلم

من و ستاره و شب و جویبار

همه ی آبادی را خبر کرده ایم

ما هر شب برایت جشن می گیریم

یک ستاره فوت می کنیم

و تا ستاره شهاب شد ،

برایت آرزو می کنیم

...

جغد و جیرجیرک هم هستند

صدای جغد پیر در خواب آبادی پیچیده است

جیرجیرک ها هم بی تابی می کنند

بودبودک قصه ی مادربزرگ را هم خبر کرده ام

او هم می خواند ...

تو هم هستی !

خدا هم هست ،

صدای خدا از ایوان خانه ی مادربزرگ چکه می کند .

ملودی محض است

وقتی شب و ستاره و جویبار و نسیم و خدا ،

همه با هم می گویند :

تولدت مبارک

از من بژرای شما

 

 

 

 

حامد

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

    

 

               تولدت مبارک

 

 

سنگ صبور خوبیه ، انگار که همه ی حرفامو می شنوه . بعد از دفتر خاطراتم اولین همدم مجازی خوبیه که دارم .

گاهی توش شعرامو می نویسم ، گاهی حرفامو که تو دلم مونده ، گاهی دلتنگیامو ، گاهی هم حرفایی که می خوام به دوستام بگم و نمی تونم اینجا می نویسم چون می دونم هنوزم اونقدر دوسم دارن که گاهی به وبلاگم سر بزنند (مگه نه؟!)

نوشتن تو عشق و دیوانگی آرومم می کنه. آروم مثل روزای قشنگی که برف آروم می باره و رو زمین می شینه .

آروم مثل خوابیدن رو برف یا مثل راه رفتن زیر بارون آروم مثل یه صدا در اوج دلتنگی ...

 

دلم می خواد برات بنویسم عشق و دیوانگی ام ، شاید من اولین کسی باشم که برای وبلاگش می نویسه . دلم می خواد بنویسم که خیلی دوستت دارم . به اندازه همه ی کلماتی که برات نوشتم ، به اندازه همه ی آرامشی که بهم دادی ، به اندازه ی همه ی دوستایی که پیدا کردم ، دوستت دارم به اندازه تمام لحظه هایی که با من بودی .

دوستت دارم به خاطر همه ی اون حرفایی که از راه تو به عزیزترین دوستام گفتم ، روزهای خوب و بدی رو با هم داشتیم ، خوب مثل شب یلدای پارسال ، مثل تولد همه ی دوستام ، مثل روزی به وسعت یک نگاه ! و بد مثل روز خداحافظی پگاه ، مثل خداحافظی غزل خاک، مثل ِ ... به قول دوستان بی خیال! بهتره از روزای بد فاکتور بگیریم .

از اولین نظری که تو وبلاگم دادید  منو دلگرم کردید ، یادمه اولین کسی که تو وبلاگم نظر داد اسمش سهیل بود که چون اون پستو من حذف کردم و دوباره نوشتم نظرش حذف شد( اون موقع چون زیاد وارد به کارای وبلاگ نبودم تا یه اشتباهی پیش میومد کل پستو حذف می کردم اینو به کسی نگید اما یه بار هم کل وبلاگو حذف کردم! )

 

از اولین لینکی که بهم دادید  دلگرم ترم کردید ، که اون هم پگاه بود . و دومیش هم که امید ایران مهر بود که وقتی اسممو تو پیوندهای وبلاگش دیدم احساس کردم اتفاق مهمی تو زندگیم افتاده...

و بعد از اون تشویق ها و نظرهای پی در پی شما که هر بار می خوندمشون انرژی می گرفتم و عزیزای مهربونی که همیشه و همیشه نظراشون باعث لبخند و شادی من بوده :

امیر کوچه دلتنگی ، امید اوهام محرمانه ، شهرام میرپناه ، امید شهر آرزوها، و قبلا هم پگاه، مرجان، انسیه ، شروین و ... .

 

که لطفتونو هرگز فراموش نمی کنم. شماها بودید که به عشق و دیوانگی من رونق دادید . و تا امروز که تولد دو سالگی عشق و دیوونگیمه با من بودید.

 

و به خاطر این چند وقتی که به خاطر درسم مجبورم  کمتر برای خودم ، وبلاگم و دوستای عزیزم بنویسم از همتون مخصوصا دوستای صمیمی عشق و دیوانگی معذرت می خوام و سعی می کنم که زودتر آپدیت کنم .

 

تولد عشق و دیوانگی فقط یه بهونه بود تا  به پاس همه خوبیا و مهربونیاتون چند سطری ازتون یاد کنم  .

و حالا که سطرهای آخر این پستو می نویسم خیلی خوشحالم و آرومم و همتونو دوست دارم و برای همتون آرزوی خوشبختی می کنم به جاش شما برام آرزو کنید که برف بیاد ...

پ.ن :

 ببخشید اگه متنم یه کم پسو پیشه یا مورد داره. دلیلش اینه که از بس ننوشتم نوشتن از یادم رفته !

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

 

    

             

 

 

هیچ کس مثل تو نیست،

 

برق چشمان کسی، مثل نگاه تو که نیست

 

عشق هست،

 

            پنجره هست،

 

                          باران هست،

 

بی تو از پنجره باران که تماشایی نیست .

 

می شنیدم که صدایی در گوشم را زد

 

ولی افسوس!

 

صدای تو که نیست ...

 

گرچه دور از منی ای عشق

 

ولیکن با من

 

به جز از یاد تو یاد دگری نیست که نیست ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

عشق یعنی زندگی   :

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 5:14 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

بسم ِ تَعالي ) ) که بودیم نبودیم کسی کشت مارا غم بی همنفسی تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند قدر آنیینه بدانیم چو هست نه در آن وقت که اقبال شکست پاييزتو پاييز اومدي و دلم رو روشن كردي تو پاييز رفتي و تنهام گذاشت اما پاييز با تموم دلگيريش منو تنها نذاشت پاييز رو دوست دارم چون بوي بارون رو ميده بوي وفا رو ميده يادم مياره كه بي وفايي آخر دنيا نيست پاييز بهم ميگه تو اين فصل بايد خودمو از نامهربونيا پاك كنم به فكر آسمون آبي بهاري باشم كه داره مياد ******************************** وقتي دل ميگره چيكارش بايد كرد ؟ چه جوري بايد بهش حالي كرد كه همش دروغ بوده ... چه جوري بايد بهش گفت فقط سرگرمي بوده همين و بس حالا اون ديگه اين سرگرمي رو نمي خواد... اي دل تنهاي من بايد باور كني كه از اول هم تو رو نمي خواست ... بايد باورت بشه كه اونم يكي بود مثل بفيه ... ديگه دلم هيچ چيز و هيچ كس رو نمي خواد... دلم واسي دل خودم مي سوزه... خيلي سخته تو ماه مهر دلت تنها بشه... چقدر بده دلت واسي خندهاي بي بهونه تنگ بشه... خيلي خيلي سخته واسي كسي كه يه زماني سنگ بود اما حالا هر لحظه خورد ميشه ... خيلي نامردي دل كسي رو شكو ندن... اما اين انصافه كه دل كسي رو بشكوني بازيش بدي بعد بري دنبال كارت... **************** چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي گل من باغچه ي نو مبارك مشخصات یه دختر خوب !!!!!! یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه (نکته مهم المپیاد ) یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمی ندازه یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی WC نمی مونه (نکته مهمتر از کنکور) یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= مانی) یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟ یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره بازي( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو! یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه (جوابیه) یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و امثال آن یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کنه یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره مشخصات يه پسر خوب !!!!!!!!! يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد....... يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد".......... يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره.......... يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش........ پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون........ يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته... يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه........ يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده......... يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني يا..... يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه........... يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند...... يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد........... يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد................. يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد................ يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند...... يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود........ يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند............ يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود........... يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند.............. يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . ( نکته کنکوري)..... يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند.............. يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد......... يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند........... يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد.... يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند...... يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد....... يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد........... ... يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد...... يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند....... يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد................. يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند........ يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد............. يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد............ يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند......... يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد.......... يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد......... يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند... يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد...... يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند......... يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده . . به خلوتگاه تنهاییت دوباره خواهم آمد، و خواهم شکست سکوت تنهاییت را و تو را با خود به تجلی گاه روشنی می برم به جایی که احساس آئینه قابل لمس باشد به جایی که سکوت معنای همه ی حرفهای ناگفته است به دوردستها به دیاری که آدمها زیر سنگینی کوله بار خیانت بی صدا ،نشوند..... به دیاری که همه تن پوشی از صفا به همراه دستاویزی از راستگویی به تن کنند و در دشت وسیع صداقت همراه با رقص واژه ها و با ترانه سکوت به دلبری دلهای عاشق بروند و از آنجا همگام با هم به دیار تو می آئیم . تو ای تنها واژه معلوم ........... چه کسی منو تنها آفرید؟ با گریه ، فریاد میزد. خدایی که از تنهایی خسته شده بود تهيه كننده : Hamed Paporaki
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط adminstor  | 


عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود.
عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند.
عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود.
عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است.
عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد.
عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است.
عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود.
عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه.
عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد.
عشق به معنی من بود ...........حال تنهایم
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معني را مي رساند ولي معني آن گفتني نيست
+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 12:46 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

 

با من باش تا عشق را به تو بشناسانم  :

 


به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي. به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي. به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت. به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست

عشق چيست؟

با تمام وجود

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

قدر هر چه گل ديدم مرا آزار کردی تو
خيانت را دوباره در دلم تکرار کردی تو
عجب ديوانه بودم من که بستم دل به چشمانت
و کار قلب اين دیوانه را دشوار کردی تو
چقدر از التماسم پيش مردم آبرويم رفت
چقدر اين چشم ها را پيش مردم خوار کردی تو
شنيدم بارها با ..........وليکن حيف
شهامت مال هر کس نيست پس انکار کردی تو
چقدر اشعار زيبايی برايم خواندی و گفتی
و بازی با دل بيمار من بسيار کردی تو
نمی بخشم تو را ، او را و هر کس را که بد باشد
خدایم خود تلافی می کند هر کار کردی تو
دلم را ديگر از هرچه نگاه و آرزو کندم
تمام پنجره های مرا ديوار کردی تو
چه حسنی داشت درد اين شکست تلخ ميدانم
مرا از خواب عشق و عاشقی بيدار کردی تو
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 7:40 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

 

 غربت من هر چي که هست از با تو بودن بهتره
آخر خط زندگي اين نفساي آخره
وقتي دارم با هر نفس از اين زمونه سير مي شم
وقتي با يه زخم زبون از اين و اون دلگير ميشم
اين آخر راهه ديگه بايد که تنها بميرم
تنها تو اوج بي کسي تو غربت آروم بگيرم
بايد برم بايد برم بايد که بي تو بپرم
آخ که چه سنگين مي زنه اين نفساي آخرم
سکوت من نشونه ي رضايتم نيست ميدوني
گلايه هامو ميتوني از توي چشمام بخوني
بگو آخه جرمم چيه که بايد اينجور بسوزم
هيچي نگم داد نزنم لبامو روهم بدوزم
در به در غزل فروش منم که گيتار ميزنم
با هرنگاه به عکست انگار من خودمو دار مي زنم
نفرين به عشق به عاشقي نفرين به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سياه تو
نفرين به عشق به عاشقي نفرين به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سياه تو

من نوشتم تا بگم عاشقم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

آیا کسی می خواد من برای همیشه باهاش باشم :

 

کمک به همنوع در رسیدن به عشق
+ نوشته شده در  85/09/06ساعت 2:54 بعد از ظهر توسط حامد

دوست دارم دلم برات خیلی تنگ شده .
+ نوشته شده در  85/09/06ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط حامد

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 10:37 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

با سلامی  به گرمی بهاربه زیبایی عشق:

نهفته روی به برگ اندرون گلی محجوب ز باغبان طبیعت ملول و غمگین بود
ز تاب و جلوه اگر چند مانده بود جدا ولی ز نکهت او باغ عنبرآگین بود
ز اوستادی خورشید و دایگانی ماه جدا به سایه‌ی اشجار، فرد و مسکین بود
نه با تحیت نوری ز خواب برمی‌خاست نه با فسانه‌ی مرغی سرش به بالین بود
فسرده عارض بی‌رنگ او به سایه، ولیک فروغ شهرت او رونق بساتین بود
کمال ظاهر او پرورشگر ازهار جمال باطنش آرایش ریاحین بود
به جای چهره‌فروزی به بوستان وجود نصیب او ز طبیعت وقار و تمکین بود
چه غم که بر سر باغ مجاز جلوه نکرد؟ گلی که از نفسش طبع دهر مشکین بود
به خسروان، سخن ناز اگر فروخت، رواست شکر لبی که خداوند طبع شیرین بود
کسی که عقد سخن را به لطف داد نظام ز جمع پردگیان، بی‌خلاف، پروین بود
به نوبهار حیات از خزان مرگ به باد شد آن گلی که نه در انتظار گلچین بود
اگرچه حجله‌ی رنگین به کام خویش نساخت ولی ز شعر خوشش روی دهر رنگین بود
شکفت و عطر برافشاند و خنده کرد و بریخت نتیجه‌ی گل افسرده عاقبت این بود

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 10:32 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

و این هم من در لباس بدنسازی
 
 
              من
                        حامد







 
 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 10:23 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

بکهام عشق من..............................:

دیوید بکهام بازیگر سرشناس و افسانه ای فوتبال جزیره (انگلیس) با عقد قرادادی 5 ساله به مبلغ 250 میلیون دلار به تیم فوتبال گالکسی آمریکا پیوست! خبر

250 میلیون دلار برای یک نقل و انتقال فوتبالی مبلغ بسیار زیادی هست و همین مبلغ زیاد باعث شده که این بازیکن تمام حرفه ای باشگاه معروف و بزرگی چون رئال مادرید را ترک کنه و به ینگه دنیا بره. تقریبا دیوید بکهام در ازای هر دقیقه حدود 300 پوند خواهد گرفت! و یا هفته ای 10 هزار پوند!  

حالا با رفتن دیوید بکهام به آمریکا و لس انجلس، همسر وی (ویکتوریا بکهام) نیز که سرشناس تر و پولدارتر از دیوید است، میتواند با پیوستن به کلوبهای هالیوودی با امثال بریتنی و پاریس هیلتون از نزدیک مراوده داشته باشد و شایدم در هالیوود بازی کند و اجرای موسیقی و ... داشته باشد. در هر صورت این زوج معروف با ثروت افسانه ای خود هر جا برن، می تونن حال کنن بجز یه جا!!! که همه میدونین کجا!

دیروز عصر هم در برنامه دو خبر ورزشی و مصاحبه رادیو ورزش مجری برنامه با اعلام خبر انتقال وی گفت: حالا دیوید میتونه به راحتی از لیزینگ یه ماشین ور داره و نگران پرداخت قسطهای ماشینش ن

 
دیوید بکهام.
دیوید بکهام.

دیوید بکهام (زادهٔ ۲ مه ۱۹۷۵ در لندن) فوتبالیستی انگلیسی است. او در سال ۲۰۰۳ باشگاه منچستر یونایتد را برای پیوستن به رئال مادرید ترک کرد.

همسر او ویکتوریا آدامز یکی از خوانندگان گروه اسپایس گرلز است. او سه فرزند به نام های بروکلین(متولد 4 مارس 1999)رومئو(1 سپتامبر 2002)و کروز(20 فوریه 2005)دارد. دیوید بکهام یکی از بهترینهای دنیادر زدن ضربات ازاد محسوب می‌شود و از پاسهای فوق العاده‌ای نیز برخوردار است. او در سال 1999در جام قهرمانان اروپا با تیم منچستر یونایتد مقابل بایرن مونیخ به قهرمانی رسید در این بازی که با نتیجه 2بر1 به پایان رسید او دو پاس گل داد و بهترین بازیکن میدان بود.


دیوید بکهام در سال 2006 در جام جهانی المان به همراه تیم انگلستان به مقامی دست نیافت وپس از اتمام جام جهانی و تعویض مربی انگلستان دیگر در تیم انگلستان بازی نمی کند دیوید پس از آمدن فابیو کاپلو به رئال به یک نیمکت نشین تبدیل شد واین نیمکت نشینی ها باعث تصمیم او مبنی بر پیوستن به تیم گالکسی لس آنجلس با قرادادی 5ساله ورقم 250 میلیون دلار در ژانویه سال2007 درحالی که6ماه به پایان قراردادش بارئال مانده بود شد.

این نوشتار دربارهٔ زندگی‌نامهٔ افراد، خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.
برگرفته از دل من
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 10:9 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

 

 

متولد 1363
مدرک تحصیلی: دانشجوی تئاتر از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران
با بازی در فیلم « گل یخ » ساخته کیومرث پوراحمد به سینما آمد و ظرف کمتر از یک سال در پنج فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد. تفاوت بازی او در دو فیلم « گل یخ » و « مجردها » نشان از توانایی های او دارد.


بیوگرافی:
متولد 1363
مدرک تحصیلی: دانشجوی تئاتر از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران
با بازی در فیلم « گل یخ » ساخته کیومرث پوراحمد به سینما آمد و ظرف کمتر از یک سال در پنج فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد. تفاوت بازی او در دو فیلم « گل یخ » و « مجردها » نشان از توانایی های او دارد.
شاکردوست در « بی وفا » اولین ساخته منتقد قدیمی سینما - اصغر نعیمی - بهترین بازی کارنامه سینمایی اش را به نمایش گذاشت.
......................................................
مجموعه آثار:
- گل یخ (کیومرث پوراحمد - 1383)
- مجردها (اصغر هاشمی - 1383)
- عروس فراری (بهرام کاظمی - 1383)
- چند می گیری گریه کنی؟ (شاهد احمدلو - 1384)
- قتل آن لاین (مسعود آب پرور - 1384)
- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور - 1384)
- بی وفا (اصغر نعیمی - 1385)
- قاعده بازی (احمدرضا معتمدی - 1385)
- کارناوال مرگ (رضا اعظمیان - 1385)
......................................................
جشنواره ها و جوایز:
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از نهمین دوره جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « مجردها » - 1384
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از دهمین دوره جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « چه کسی امیر را کشت؟ » - 1385
......................................................

 

 

 

 دلم براتون بگه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 10:4 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

این هم برای خوشکل پسندان...............

                                                باز بگیدحامد بده

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 10:0 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

سلام به دوستان همیشگیه خودم

                         با عرض عشق :

گنجشکی برشاخه ی درخت نشسته

 

 

به آوازش گوش می دم  به آرامشی که تو صداش موج  می زنه

 

او همیشه یه جور می خونه و جز شادی و رضایت، پیام دیگه ای از صداش

 

نمی گیرم.

 

با خودم می گم اصلا خبر داره که شاعرهایی با آواز او حکایت عشق رو سرودن؟

 

و پرنده  چه بی نیاز از این حرف و دغدغه ها یی که راجع بش می گم زندگی

 

می کنه.

 

ما آدما مث گنجشک ها همیشه با نشاط و هماهنگ نیستیم.

 

شور زندگی در ما زمانی کم می شه که سایه ی مرگ رو بر سر خودمون حس

 

می کنیم.

 

نه این هم نیست وقتی که حس می کنیم همه هستن اما انگار نیستن !!!

 

با این حال برای اونایی که در زندگی به ورای مرگ رسیدن آرامشی ناب رو به

 

همراه داره.

 

 

الان عصره

 

 

و جز صدای زوزه ی باد زمستونی ملایم این جا نمی پیچه.

 

همه مشغول کارای روزمره ان  اما من به دنبال قلم همواره میرم

 

 وراهشو تعقیب می کنم.

 

چی بگم؟

 

که  بتونم قدری از شنیده ها رو جواب بدم.

 

خدایا، من شاید شنونده ی خوبی نباشم. ولی همین که می فهمم

 

با شنیدن آروم می گیرن خوبه   و من راضی میشم.

 

 

سکوت من، سکوتی مبهمه!

 

 

پس خوش به حال کسی که می گه و او می شنوه و او با سکوت جوابشو می ده.

 

اما وای به حال کسی که نمیگه و حتی سکوت جوابش رو نمی ده و حریفش

 

نمیشه.

 

 

با همه ی این حرفا

 

 

هستی برای ما کمتر از پرنده نمی خواد .

 

ما هم می تونیم مث گنجشک همیشه پر شور زندگی کنیم،

 

کافیه از او هم بالاتر و بالاتر پربکشیم تا پیش خدا که شادی مطلق

 

فقط نزد اوهست بریم.

 

خدایا ما را رها مکن.آمین.

 

 

 نوشته شده توسط حامد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند

وصدادارترین شاخه ی فصل،ماه رامی شنود

گوش کن،جاده صدامی زنداز دور قدم های ترا.

چشم تو زینت تاریکی نیست.

پلک هارابتکان،کفش به پاکن،وبیا

وبیاتاجایی،که پرماه به انگشت توهشدار دهد

وزمان روی کلوخی بنشیند باتو

ومزامیر شب اندام ترا،مثل یک قطعه ی آواز به خودجذب کنند

پارسایی است در آنجاکه ترا خواهد گفت:

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تراست.

باید امشب بروم.

من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم

حرفی ازجنس زمان نشنیدم.

هیچ چشمی،عاشقانه به زمین خیره نبود.

هیچ چشمی،عاشقانه به زمین خیره نبود .

هیچ چشمی،عاشقانه به زمین خیره نبود.

هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت .

باید امشب بروم .............

باید امشب چمدانی را

که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جادارد،بردارم

وبه سمتی بروم ............

                       

                      

                       

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:12 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

عوارض پس از مصرف اكستاسی:

●● اثرات مثبت:
● افزايش شديد احساس خوب بودن در فرد
● افزايش انرژی در فرد
● احساس تمايل برای ارتباط با ديگران و احساس تعلق و نزديكی به ديگران
● احساس عشق و سرخوشي
● دست و دلبازی
● افزايش هوشياری و درك موسيقی
● افزايش حسهای بویايی و چشايی
● احساس تجربيات و حالات روحی جديد در زندگی

● احساس روشنايی
● تمايل براي آغوش گرفتن و بوسيدن ديگران
● به علت افزايش انرژی در افراد مصرف كنندگان تمايل برای فعاليت شديد و رقصهای طولانی دارند.
● يك تجربه: الكساندر شوگيلين بيوشيميت آمريكايی كه برای اولين بار روی عوارض اين دارو كار می‌كرد پس از يكبار مصرف اكستاسی مينويسد كوهی كه نزديك منزلم بود و هر روز آنرا می‌ديدم پس از مصرف اكستاسی طوری به نظرم می‌آمد كه دوست داشتم ساعتها آنرا تماشا كنم؟!

●● اثرات منفی:
● كاهش اشتها
● تغييرات بينايی
● گشاد شدن مردمكها (ميدرياز) افراد مصرف كننده در محل‌های مصرف مثل پارتی‌ها با وجود كم بودن نور مجبور به استفاده از عینكهای آفتابی در شب هستند كه علت آن تحريك‌پذيری با نور است.
● حركات غيرطبيعی چشم (نيستاگموس)
● توهم بينايی (هالوسيناسيون)
● افزايش ضربان قلب و فشار خون (تاكی‌كاردی و هيپرتانسيون)
● تغيير در نظم حفظ دمای بدن
● فك زدنهای طولانی (افراد مصرف كننده برای جلوگیری از حالت قفل شدن فك مجبور به مصرف آدامس هستند، تا ساعتها پس از مصرف این حالت فك زدنهای غير طبيعی موجود است).
● لرزيدن، عصبی شدن، عدم تمایل برای استراحت
● تمايل شديد برای مصرف مجدد اين ماده پس از افت تاثير اوليه

●● اثرات منفی شديد:
● اثرات شديد احساسی، اختلال خواب، كابوسهای شبانه حملات ناگهانی اضطراب (Panic Attack)، ديوانگي (Psychosis)
● انقباض شديد فك و پارگی زبان در اثر فك زدنهای طولانی (Trisma){در صورت بروز این حالت باید از آمپول دیازپام و یا قرصهای خوراکی آن استفاده کرد.
● عدم تمركز، فراموشی، اختلال در يادگيری (Confusion)
● افزايش دمای بدن و كاهش آب بدن (در پارتی‌هايی كه اين دارو مصرف می‌شود افراد مجبور به مصرف آب فراوان و مكرر هستند و اين مساله خطرات خاص خود را به دنبال دارد).
● اختلال در مكانيسم نعوظ و نرسيدن به اوج لذت جنسی (ارگاسم)
● تهوع و استفراغ
● كاهش سديم خون در اثر مصرف زياد مايعات (هيپوناترمی)
● سردرد و سرگيجه و تشنج
● آنمی آپلاستیک (سرکوب شدید خونسازی مغز استخوان)
● افت شديد خلق در روزهای پس از مصرف
● خستگی و افسردگی شديد تا يك هفته پس از مصرف
● احتمال اعتياد جسمی كم است ولی احتمال اعتياد روانی بسيار زياد است.
● احتمال سميت كبدی
● صدمه به اعصاب مغزی
● بزرگ شدن پستان در آقايان (ژنيكوماستی)
● احتباس ادراری (Retension)
● تخریب عضلات مخطط (رابدومیولیز) که در نتیجۀ افزایش دمای بدن رخ می دهد و می تواند بعلت رسوب مواد حاصل از این تخریب در کلیه باعث آسیب به این ارگان شود.
● ميزان بروز مرگ در اثر مصرف اكستاسی 2 در 100000 مصرف كننده است.
●● دختران جوان بعلت اثرات هورمونهای جنسی زنانه، در صورت مصرف اكستاسی در معرض خطر بيشتری برای ابتلا به افت سديم خون و بدنبال آن تشنج هستند. (ميزان بروز SIADH در ارتباط با استروژن خون افزايش می‌يابد).

●● موارد منع مصرف:
با توجه به اثرات اكستاسی در افزايش فشار خون و تعداد نبض و با توجه به اينكه گروهی از مردم پاسخ و واكنش بيشتری نسبت به اين ماده نشان می‌دهند افراد با سابقه فشار خون بالا، مشكلات قلبی (اختلالات ضربان قلب و…) يا افراد با سابقه سكته قلبی نبايد از اين ماده استفاده كنند. افراد با سابقه مشكل كبدی و كليوی نيز منع مصرف قطعی دارند.
كسانی كه از داروهای ضد افسردگی مثل فنلزين، ترانيل سيپرومين و ضد افسردگی‌هايی مثل پروزاك و زولوفت (Zoloft) هم استفاده می‌كنند به هيچ‌وجه نبايد از اكستاسی استفاده كننده موارد مرگ ناشی از مصرف همزمان اين داروها با اكستاسی گزارش شده است.
علائم مسموميت با اكستاسی (مربوط به بالا رفتن بيش از حد غلظت دارو در خون) به شكل افزايش شديد ضربان قلب، فشارخون، خستگی، گرفتگی عضلانی یا حملات حاد ترس (Panic Attack) می‌باشد. در صورت بروز علائم فوق شخص بايد فعاليت را كنار گذاشته، بنشيند و مايعات (آب و آب ميوه) به ميزان كافی مصرف كند. در صورت بروز علائم مثل تشنج، كاهش سطح هوشياری و … هرچه سريعتر به مراكز درمانی مراجعه شود. در صورت مصرف همزمان قرص‌های اكستاسی با الكل عوارض ناشی از دهيدراتاسيون و كاهش آب بدن تشديد می‌‌شود و در عين حال عوارض اكستاسی بر خلق كاهش می‌يابد .
   

                                       

حشیشششششششششششش

شايعترين اثرات پس از مصرف حشيش عبارتند از:
1- اتساع عروق خوني ملتحمه چشم (قرمزي چشم)
2- افزايش ضربان قلب (تاكي كاردي خفيف)
3- افت فشار خون وضعيتي در دوزهاي بالاي مصرف
4- افزايش اشتها كه اشتهاي گاوي ناميده مي‌شود.
5- خشكي دهان
6- حملات حاد اضطراب

عوارض كوتاه مدت مصرف:
1- اختلالات حافظه و يادگيري
2- اختلال در حواس بينائي، شنوايي و لامسه
مسموميت با حشيش اغلب حساسيت فرد مصرف كننده را نسبت به محرك‌هاي بيروني بالا مي‌برد و جزئيات تازه‌اي را آشكار مي‌كند. فرد رنگ‌ها را غني‌تر و عميق‌تر از گذشته حس مي‌كند.
3- اختلال درك زمان و مكان
4- اختلال در قدرت تجزيه و تحليل مغز
5- اختلال تعادل و مهارت‌هاي حركتي: بعلت اختلال در مهارت‌هاي حركتي، افراد مصرف كننده تا 12 ساعت پس از مصرف نبايد رانندگي كنند.
اختلال خواب و فعاليت جنسي كه از چند روز تا چند هفته پس از مصرف از بين مي‌رود.

عوارض بلند مدت مصرف:
1- آتروفي (تحليل) بافت مغزي
2- استعداد تشنج
3- آسيب ژنتيكي كه فرزندان فرد را مبتلا به ناهنجاريهاي مادرزادي مي‌كنند.
4- اختلال فعاليت ايمني بدن
5- تغيير غلظت هورمونهاي جنسي مردانه و زنانه (بي‌نظمي قاعدگي)
6- اختلالات اضطرابي- توهم- هذيان و ديوانگي
[در افراد با زمينه قبلي احتمالي رخداد آنها بيشتر است].
7- استعداد ابتلا به سرطان ريه كه بعلت وجود هيدروكربنهاي سرطان‌زا در دود سيگار مي‌باشد.
8- فقدان انگيزه در فرد براي استمرار كارهاي روزمره بطوريكه فرد مصرف كننده فاقد نيرو، بي‌حال و ظاهراً‌ تنبل است.
در افرادي كه حشيش مصرف مي‌كنند، استعداد اعتياد به ساير مواد روان‌گردان بيشتر است.

نشانه‌هاي ناشي از ترك:
وابستگي به حشيش رواني و غيرجسمي است. نشانه‌هاي ناشي از ترك در معتادين محدود به افزايش تحريك‌پذيري، بي‌قراري، بي‌خوابي، بي‌اشتهايي و تهوع خفيف است و همه اين نشانه‌ها هنگامي بروز مي‌كنند كه شخص بطور ناگهاني مصرف مقادير زياد حشيش را قطع كند.

درمان اعتياد:
شامل پرهيز از مصرف و حمايت رواني فرد مي‌باشد.از داروهاي ضد اضطراب و ضدافسردگي نيز استفاده مي‌شود.

كاربرد درمانی حشيش:در درمان بي‌اشتهايي افراد مبتلا به ايدز، تهوع شديد ناشي از درمان با داروهاي شيمي درماني و درمان ميگرن استفاده مي‌شود.
 

این از بخش اول . اما بخش دوم یه بخش باحال میاد به نظرم . سعی کردم شعرای ناب براتون جور کنم و یه چند تا دوبیتی ناب از بابا طاهر که به نظرم بی نظیرن جمع کردم

امیدوارم خوشتون بیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد .

                  زدست دیده و دل هردو فریاد                      که هر چه دیده بیند دل کند یاد

                 بسازم خنجری نیشش زفولاد                     زنم بردیده تا دل گردد آزاد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

بعد از مدتها :

 

یک دوست به من  عشق ورزید

 

 شاید  هنوزم من تو حسرت عشقی پاک بمونم

 

                 مگه من چیم از بقیه  کمتره.شاید خیلی ساده باشم ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 8:2 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

موشکهای هاک : -تاریخچه طراحی و ساخت موشک هاک : کار طراحی و ساخت سیستم موشکی هاک از سال1952 شروع شد و جزیی از طرح ارتش آمریکا برای ساخت یک موشک میانبرد سطح به هوا با سیستم هدایت نیمه فعال راداری گرديد. در سال1954 قرارداد ساخت لانچر این موشک با شرکت نورثروپ و قرارداد ساخت رادار و سیستم کنترل آتش و موشک با شرکت ريثون پیمانکار اصلی پروژه بسته شد . اولین نمونه موشک ساخته شده این طرح به اسم (XSAM-A-18 ) با موتور XM3 در ژوئن 1956 ساخته شد . جولای1957 نمونه کامل شده ارائه گردید اما پس از مدت کمی با روشن شدن معایب این مدل از موتورها، از موتورهای آیروجت (Aero jet M22E7) بجای مدل قبلی استفاده شد که این مدل هم نا‌مطمئن نشان داد و با موتورهای اصلاح شده آیروجت (M22E8 ) جايگزين گرديد. نمونه ابتدایی موشک هاک در سال1959 در اختیار ارتش آمریکا قرار گرفت و از سال1960 به طور رسمی در اختیار تفنگداران نیروی دریایی آمریکا(US Marine Corps) قرار گرفت. پیچیدگی زیاد سیستم پدافند موشکی هاک و استفاده از سامانه‌های الکتریکی در این سیستم باعث شد این سیستم پدافندی قادر به فعالیت مستمر بیش از 43 ساعت نباشد اما این مدت در نمونه‌های بهینه‌سازی شده موشک هاک به 130الی170 ساعت و در آخرین نمونه‌ها به 300 الی400 ساعت افزایش داده شده است. ۲-اجزای تشکیل دهنده سیستم پدافندموشکی هاک (PAR (Pulse Acquisition Radar به معنای رادار هدفیاب پالسی (ضربانی و چرخشی) است. آنتن گیرنده این رادار با سیکل 20 دور در دقیقه چرخیده و برای شناسایی اهداف در ارتفاع زیاد و متوسط استفاده می‌شود. CWAR (Continuous Wave Acquisition Radar) به معنای رادار هدفیابی با امواج پیوسته و از نوع رادارهای جستجو گر داپلر است و از سیستم پالسی استفاده می‌کند که آنتن گیرنده آن رادار سیکل چرخش 20 دور در دقیقه داشته و برای شناسایی اهداف در ارتفاع کم مورد استفاده قرار می‌گیرد. رادار قدرتمند ایلومینیشن داپلر بوده و برای ردگیری اهداف و موشکهای هدایت شونده مورد استفاده می‌شود. ROR (Range Only Radar) این سیستم از رادار پالس داپلر با استفاده از طول موج کی (K-band) برای تعیین برد و مسافت و ارتفاع استفاده می‌کند و وقتی که دیگر سیستمها به دلیل جنگ الکترونیک و یا انجام وظایف دیگر قابل استفاده نباشند، مورد استفاده قرار میگیرد. ICC (Information Coordination Central) به معنای مرکز هماهنگی اطلاعات بوده و وظیفه جمع آوری اطلاعات قسمتهای مختلف سیستم را بر عهده دارد و این اطلاعات رادر اختیار مرکز کنترل خودکار(BCC) قرار می‌دهد. BCC (Battery Control Central) به معنای مرکز کنترل خودکار است و وظیفه پردازش اطلاعات ارسالی قسمتهای مختلف سیستم رابر عهده دارد. AFCC (Assault Fire Command Console) به معنای یگان فرماندهی آتش است و برای هدایت مرکز BCC از راه دور مورد استفاده قرار می‌گیرد و به وسیله آن می‌توان با یک سیستم CWAR و یک سیستم HPI و سه لانچر پرتاب کننده موشک( 9 موشک در مجموع) را کنترل و هدایت کرد. (Launcher Section Controls) LSC به معنای بخش کنترل کننده پرتاب کننده موشک است . SEA جنراتور 56 کیلووات که معمولا از 6 عدد از آن در یک سیستم برای تولید انرژی استفاده می‌شود. ۳-مراحل مختلف گسترش و بهینه‌سازی موشک هاک ۱-۳-اولین طرح بهینه‌سازی موشک هاک ( HAWK/HIP) و ساخت نمونه(I-Hawk) موشک هاک مدل I-Hawk يا (Improved Hawk) موشک هاک بهینه‌سازی و اصلاح شده است. به دلیل مشکلات سیستم هاک در شناسایی اهداف در هنگام وجود اهداف زیاد و شناسایی اهداف در ارتفاع کم در کنار مشکلات موشک هاک در نابود کردن اهدافی که در نزدیکی زمین و ارتفاع خیلی پایین حرکت می‌کنند طرح بهینه‌سازی موشک هاک یا همان (I-Hawk ) آغاز شد. این طرح بخشی از برنامه‌های بهینه سازی موشک هاک به اسم طرح ( HAWK/HIP) بود که همه‌ی موشکهای هاک تولید شده باید با این برنامه بهینه سازی می‌شدند تا معایب قبلی آنان برطرف شود . تغییرات اعمال شده برروی موشک هاک در اين طرح شامل موارد زير بود : - افزودن یک مرکز پردازشگر دیجیتال برای پردازش اطلاعات دریافت شده از اهداف و رهگیری بهتر اهداف، که با آن ناکارامدی و اشتباه سیستم هاک در برابر وجود اهداف زیاد برطرف شد. این پردازشگر امکان تحلیل و ارزیابی میزان خطر هر يک از اهداف را به سیستم هاک می‌داد. - سر جنگی بزرگتر و موتورهای کوچکتر و قدرتمندتر به همراه سیستم هدایتی پیشرفته. - جايگزيني سیستم‌های PAR/CWAR/HPI/ROR هم با نمونه‌های بهینه‌سازی شده و پیشرفته‌تر. اولین نمونه بهینهسازی شده از موشک هاک (I-Hawk) در اکتبر سال 1972 وارد خدمت شد و تمامی سیستمهای هاک موجود در ارتش آمریکا تا سال 1978 با این طرح بهینه سازی شدند . ۲-۳-دومین طرح بهینه‌سازی موشک هاک( HAWK/PIP) و ساخت نمونه‌های مختلف از موشک هاک در سال1973 آمریکا طرح گسترده (Product Improvement Plan) HAWK/PIP را در چندين فاز و برای ساخت نمونه‌های جدیدتر و پیشرفته‌تر موشک هاک که دارای قابلیتهای بیشتری باشند، آغاز کرد. این طرح عمدتا برای گسترش قابلیتهای موشک هاک با تاکید بر روی تجهیزات زمینی این سیستم بود. • فاز اول: این مرحله در سال 1973 شروع شد و شامل استفاده از رادار پالس داپلرAN/MPQ-55 در سیستم CWAR بود. سیستم CWAR پس از بهينه‌سازي و اصلاح به ICWAR تغییر نام داد و رادار AN/MPQ-50 در سیستم PAR نيز با افزودنMTI (Moving Target Indicator) که یک صفحه نمایشگر دیجیتال برای نشان دادن و ثبت کردن حرکت اهداف، بهبود يافت. سیستمهای هاک بهینه‌سازی شده فاز اول در سالهای 1979 تا 1981 وارد خدمت شدند . • فاز دوم : این مرحله که از سال 1978 شروع شد، شامل جایگزینی رادار AN/MPQ-57 در سیستم HPI به جای رادار قدیمی AN/MPQ-46 بود. اما مهمترین تغییر صورت گرفته در این فاز حذف لامپهای خلا در سیستمهای الکترونیکی و جایگزینی مدارات جامد مدرن به جای آن بود . اضافه کردن یک سیستم چشمی(اپتیکی) ردگیری هدف به سیستم پدافنی موشکی هاک نيز از ديگر تعييرات اين فاز بود. سیستم جدید ردگیری هدف با چشم یا optical TAS از یک سیستم الکترو-اپتیکی (تلویزیونی) مدل OD-179/TVY برای قرار دادن یک سیستم شناسایی و ردگیری جدید هدف برای اپراتور سیستم پدافندی هاک استفاده مي‌کرد و در موقعی که سیستمهای دیگر به علت جنگ الکترونیک قابل استفاده نبودند، کاربرد داشت. موشکهای هاک این نمونه مابین سالهای 1983 تا 1986 وارد خدمت شدند . • فاز سوم : تاکید بیشتر این مرحله که از سال1983 شروع شد بر روی بهینه سازی سیستم‌های موجود با استفاده از سیستمهای سخت افزاری و نرم افزاری کامپیوتری بود . در اين فاز رادار سیستم CWAR با نمونه قدرتمند AN/MPQ-62 با توانایی جستجوی تک سیگنال اهداف عوض شد. رادار AN/MPQ-61 سیستم HPI برای افزایش قدرت درگیری همزمان سیستم پدافند موشکی با اهداف در ارتفاع پایین بهينه‌سازي گرديد. اين رادار امکان فعالیت مطمئن سیستم هاک را در هنگام وجود تعداد زيادي از اهداف در ارتفاعات کم، فراهم مي‌کرد . سیستم ROR نيز در این مرحله از بهینه‌سازی به علت عدم نیاز حذف شد . موشکهای هاک این نمونه از سال 1989 وارد خدمت شدند. ۳-۳-طرحهای موازی 3 فاز اولیه طرح ( HAWK/PIP) برای توسعه و بهینه سازی موشک هاک طرحهایی دیگر هم موازی این 3 مرحله برای بهینه سازی و گسترش موشک هاک وجود داشتند اما به علت اینکه بیشتر جنبه تحقیقاتی داشتند، عملی نشدند. این طرحها شامل موارد زیر بودند: - طرح افزایش اطمینان از کارایی موشک هاک: طرح Missile Restore Reliability در سالهای 1982 تا 1984 در دست تحقیق بود و با موفقیت نیز به اتمام رسید. - طرح مقاوم سازی موشک هاک در برابر جنگ الکترونیک: این طرح که جزیی از طرح افزایش اطمینان از کارایی موشک هاک (MRR) بود، امکاناتی را برای مقابله با جنگ الکترونیک (ECM) به سیستم پدافندی هاک اضافه کرد. دلیل اصلی این طرح ساخت سیستم جنگ الکترونیک (ECM) توسط شوروی در مدلهای مختلف و نصب بروی هواپیماهای این کشور و نصب مدل مدل SPS-141 بروی هواپیماهای سوخو22 عراق بود که باعث انحراف و بی‌استفاده شدن سیستم‌‌های پدافندی هاک مدل بی(MIM-23 B) ایران شده بود. در موشکهای هاک مدل C و E این مشکل برطرف شد. . فاز چهارم :این طرح در میانه‌های راه توسط ارتش آمریکا و تفگنداران نیروی دریایی آمریکا رها شد و هیچ وقت هم به اتمام نرسید. این فاز شامل مراحل زیر بود: - ساخت رادار بسیار قدرتمند و دقیق برای سیستم CWAR برای شناسایی اهداف بسیار کوچک و هواپیماهای بدون سرنشین . - سیستم ضد تششعات اتمی(Anti-radiation) - موتورهای پیشرفته‌تر برای موشک هاک - بهینه‌سازی سیستم ردگیری الکترواپتیکال - بهینه‌سازی سیستم کنترل آتش و فرماندهی - بهینه‌سازی سیستم حمل و نقل موشک هاک فاز چهارم طرح با نام هاک21 : این مرحله از بهینه‌سازی موشک هاک بوسیله کشورهای هم پیمان آمریکا یا همان ناتو انجام گرفت . سیستم پدافندی فوق پیشرفته هاک21 یک سیستم مدرن و با کارایی خیلی بیشتر از موشکهای هاک ساخته شده در فاز سوم طرح بهینه‌‌سازی موشک هاک بود. در سیستم هاک 21 سیستمهای راداری PAR و CWAR حذف و به جای ان از راداراهای مراقبت MPQ-64 استفاده شد. این رادار فوق پیشرفته ساخت شرکت نروژی کانگزبرگ برای سیستم کنترل آتش موشک هاک است که با سفارش نروژ طراحی و ساخته شده بود . این مدل از موشک هاک یک سرجنگی چند تکه با قدرت انفجاری زیاد دارد که می‌تواند با انفجار خود اهداف موجود در نزدیکی خودش رو نابود کند. این مدل موشک هاک امکان رهگیری و نابود کردن موشکهای بالستیک کوتاه برد را هم دارا می‌باشد. . رادار MPQ-61 مورد استفاده در سیستم HIP این نمونه از موشک هاک امکان پوشش دادن مناطق راداری زیر منطقه دید ررا هم دارد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 1:38 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

بذار شب چشماشو رو هم بذاره تا بگم چقدر دلم دوست داره نمي گم اندازه ي ستاره ها نمي گم تو رو مي خوام قدر خدا من تو رو قد خودت دوست دارم زندگيمو روي چشمات مي ذارم تو دلت شكستني مثل صداست تو وجودت چيزي غير از آدماست تو بايد گل مي شدي تو باغ نور تو زيادي واسه اين چشماي شور گريه بس كن نمي خوام زير بارون بشينم با سر انگشتاي نازت ابراي زلفاتو رد كن تا كه خورشيدو ببينم سرو شيراز تويي تو مايه ي ناز تويي تو تو كه بهتر از اميدي تو كه خوشتر از نويدي تو كه خوبي تو كه نازي اي كه با غصه بسازي زندگي خواب و خياله مگه نه همه چي رو به زواله مگه نه عمر جاودان محاله مگه نه عمر جاودان محاله زندگي يك نفسه غم بيهوده بسه تلخي عمرو به شيريني شبذار شب چشماشو رو هم بذاره تا بگم چقدر دلم دوست داره نمي گم اندازه ي ستاره ها نمي گم تو رو مي خوام قدر خدا من تو رو قد خودت دوست دارم زندگيمو روي چشمات مي ذارم تو دلت شكستني مثل صداست تو وجودت چيزي غير از آدماست تو بايد گل مي شدي تو باغ نور تو زيادي واسه اين چشماي شور گريه بس كن نمي خوام زير بارون بشينم با سر انگشتاي نازت ابراي زلفاتو رد كن تا كه خورشيدو ببينم سرو شيراز تويي تو مايه ي ناز تويي تو تو كه بهتر از اميدي تو كه خوشتر از نويدي تو كه خوبي تو كه نازي اي كه با غصه بسازي زندگي خواب و خياله مگه نه همه چي رو به زواله مگه نه عمر جاودان محاله مگه نه عمر جاودان محاله زندگي يك نفسه غم بيهوده بسه تلخي عمرو به شيريني ادي ببخش شاديا پشت درن خنده ها منتظرن آخه تاريكي مي ميره تا بخنده سحر Nobody Wants to be Lonely There you are In a darkened room And you're all alone Looking out the window Your heart is cold And lost the will to love Like a broken arrow Here I stand in the shadows Come to me Come to me Can't you see that CHORUS: Nobody wants to be lonely Nobody wants to cry My body's longing to hold you Time is precious and it's Slipping away And I've been waitin' for you all Of my life Nobody wants to be lonely So why Why don't you let me love you Can you hear my voice Do you hear my song It's a serenade So your heart can find me And suddenly you're Flying down the stairs Into my arms, baby Before I start going crazy Run to me Run to me Cause I'm dyin' CHORUS I wanna feel you need me Just like the air you're breathin' I need you here in my life Don't walk away Don't walk away Don't walk away Don't walk away, no Nobody want to be lonely Nobody wants to cry چه کار به کار شب داری بذار تا خوابش ببره ماه اگه بیداره ولی پلک ستاره می پره چه کار به سایه ها داری که لحظه ها رو کش می دن مراقبان بی خطر احساس آرامش میدن اگر کمی فرصت باشه آفتاب هنوز زیاد میاد اگر کمی فقط کمی دلت بخواد دلت بخواد چه کار به بیشترک داری دیروز لب گزیده ها تجربه کن نترس از این نرفته ها ندیده ها چشم تو از فکرای بد ابر زمستونی شده شهر فرنگ بچه گی یه گوشه زندونی شده چه کار به قصه ها داری خالی شو از پس پریروز در لحظه ای که هست و نیست برپر پروانه بسوز فقط کمی بیشتر کمی زنده تر از خاطره شو در غیبت تن ذره ها حافظه ی پنجره شو فقط کمی کمی فقط هوای تابستونی شو تا موج کف زیاد بیاد از تشنگی من و تو تا می تونی آفتابی شو پررنگ و زنده داغ داغ سبز و سفید و سرخ سرخ از چل ستون تاشاهچراغ واسه من نیاردیگه انقدر بهونه حالا که قلبم قدر تو رو می دونه بگو می مونی با من بگو می خونی با من مثل تو پیدا نمیشه دیگه واسه من هفت روز هفته هفت بار در روز باید بشنوم صدای کوچولومو هر روز من تو رو بایه دنیا نمی کنمت عوض ناراحتت می کنم نیست از رو غرض وقتی ناراحتی تو ندارم آروم میبارم مثل با رون با صدام شو آروم بی تو لحظه ها حروم می شه شادی تموم اینو بدون بی تو نمیآرم دووم بیمار تو شدم تویی دوای دردم بافته شده از خواستنت تار و پود قلبم عشق من جون من همه ی عمرم گل من ریشه ات رفت تو وجودم نمیدم ماهمو به آسمون و ستاره ها نمی دم گلمو به گلدون و باغچه ها اسمون و ستاره ها گلدون و باغچه ها مال تو, تو مال من وقتی پیشمی ستاره می کنه حسودی چون ماه پیش منه تو آسمون نبودی واسه لذت بردن از ساحل وحشی موجی که به صخره می خوره میشه زخمی تنم زخمی واسه ات منم اون موج می گذرم از جونم تا برسی به اوج اگه نباشی رسیدن به بن بست نمی دم به هیچ قیمتی تو رو از دست نیاد پایین اشکت بدون تو قدرش قطره شبنم داره کلی ارزش ببین سرونازم می خوام باشی کنارم درخته تشنه, منم برات می بارم نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر نامه رسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست گرچه در خلوت راز دل ما کس رسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی ابر هرکجا نامه ی عشق است نشان من و توست این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت گفتگویی و خیالی ز جهان من و توست سایه زآتشکده ی ماست فروغ مه و مهر وه از این آتش روشن که به جان من و توست زندگی روز و شباش قشنگه همیشه زندگی بدون هم چی میشه ؟ نمیشه آتیش غمهات به مویی بنده نسوزی خنده کن دنیا به روت بخنده یه روزی اخماتو وا نکنی بخت تو هم وانمیشه روشو که کم نکنی زندگی زیبا نمیشه غصه ی امروز و فردا رو نخور که می گذره غصه ها رنگ بهارو از دلامون می بره می دونی که زندگی به خوب و بدهاش می نازه هرکی باش لج بکنه لحظه هاشو مفت می بازه زندگی عمر گله نجنبی غیبش می زنه هرکی به گل دست بزنه شاپره نیشش می زنه ای مثل من عاشق که با یارت شدی تنها یادت نره باز اونهمه حرفا و سخنها با اون دیگه از عشق قشنگت بگو امشب هر چیزی که می خواد دل تنگت بگو امشب گفتن حالا وقته شنفتن حالا وقته در باغ دل یار شکفتن حالا وقته از این شور و حالت بگو با اون از خواب و خیالت بگو با اون دست به دامن حافظی هر شب از نیت فالت بگو با اون تو ای بال و پر من رفیق سفر من می میرم اگه سایه ات نباشه رو سرمن تویی خود خود عشق که بی تو نفسم نیست کجا تو خونه داری که هرجا می رسم نیست اهل کدوم دیاری کجا تو خونه داری که قبله گاهم اونجاست هرجا که پامی ذاری اهل کدوم دیاری گل کدوم بهاری که حتی فصل پاییز باغ ترانه داری آی دلبرم آی دلبر ای از همه عزیزتر ای تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس تو دوره شبابم تو اومدی به خوابم گفتی نیاز من باش ترانه ساز من باش یه روزی راستی راستی همون شدم که خواستی شدی تو سرنوشتم برای تو نوشتم خسته ی دین و دنیا ملحد و کافر هستم تویی تو مذهب من من تو رو می پرستم با همه وجودم برای تو سرودم در طلب تو هستم در طلب تو بودم صدامو از تو دارم شعرامو از تو دارم اما تو رو ندارم وای به روزگارم عاشقم من عاشقي بي قرارم كسي ندارد خبر از دل زارم آرزويي جز تو در سر ندارم من به لبخندي از تو خرسندم مهر تو اي مه آرزومندم بر تو پابندم از تو وفا خواهم من زخدا خواهم تا به رهت بازم جان تا به تو پيوستم از همه بگسستم بر تو فدا سازم جان خيز و با من بر افق ها نظر كن دلنوازي چون نسيم سحر كن دل من غم داره توی محرم نامحرم آقا ولی باز تو محرم به ما بودی و هستی بزرگوار از کوچیک گرفته تا اون بزرگترا من نیستم تهی ام جلو عظمتت خدا بگذره از گناهام تو رو به عظمتت علی اصغرو فرو کردن نیزه تو گلو میگن مظلوم تر هم هست غیر او پس کو دستت قطع شد آقا با مشک آب اگه بودی پر میشد با اشک ما تا که خاندانت نمونن تشنه لب اگه بودم جون می دادم واست عشق من مثل یارانت که بودن هفتاد و دو تن آقا الکی نیست می زنم حرفامو پر از You are the candle, love's the flame Cause love could never ever feel so strong Said I loved you but I lied With all my soul I've tried in vain How can mere words my heart explain This taste of heaven so deep so true I've found in you So many reasons in so many ways My life has just begun Need you forever, I need you to stay You are the one, you are the one A fire that burns through wind and rain Shine your light on this heart of mine Till the end of time You came to me like the dawn through the night Just shinin' like the sun Out of my dreams and into my life You are the one, you are the one CHORUS: Said I loved you but I lied 'Cause this is more than love I feel inside Said I loved you but I was wrong 'FPRIVATE "TYPE=PICT;ALT=" Cause love could never ever feel so strong Said I loved you but I lied With all my soul I've tried in vain How can mere words my heart explain This taste of heaven so deep so true I've found in you So many reasons in so many ways My life has just begun Need you forever, I need you to stay You are the one, you are the one

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

                فرا رسیدن سال نو را به تمامی دوستان تبریک وتحنیت عرض می کنم .

امید است سال جدید برای شما و خانواده گرامیتان سالی پر برکت توام با موفقیت بوده و همواره روزگار را به خوبی و خوشی بگذرانید .

 

 

                                     با  تقدیم و احترام

             

                                        حامد@پاپورکی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

عاشقها

           بدانند  :

 

                          دختران  هر گز عاشق نمي شوند

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 6:53 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

hamed
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 3:1 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

هر آنچه در عشق هست

                                              در وجود بي وجود است

           پس تنها يك چيز مي ماند:

 

     دوستت دارم است

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

BA arz salam khedmat tamami Dostan .......................
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

هرآنكه نتوان ديد مرا چهره آبي او دست به درگاه پناه آورد هركهزمرغزار جهان خواه به جاي گناه بودوازاين غافلهَ شب گذار مهرو وفا ديده به درگاه پناه آورد هركه ازاين شب به گلستان رود شايد ازاين جلوه گري رهگذري رابه دنبال گناه آورد ديده به درگاه پناه آورد هركه به چشم غزلي دل كند مهرووفاي سببي ول كند تا كه عذاب حول دنياي خويش ديده به درگاه پناه آورد هركه به جاويد به عشقي به جز درگه حق سلامي كند تازه به خونش به خوابش همه چهره شيطان بلا ميزند پس،روگذر آن است كه با شاه خود جلوه الله و پناه مي زند آن كه خداي خودو نفس امي است درسبب ظاهر نوراني ِ قسمت دنياي بلاي ِ خودست ديده به درگاه پناه آورد لحظه به لحظه،بيادش كند لحظه مرگ و،عذابش كند لاله گري راهمه صبح نه شب شايدازاين غافله پيداكند ديده به درگاه پناه آورد ديده درگاه پناه خدا آن همه آن است همان است،لا پس حسدمعجزه گر،حقه باز
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط adminstor  | 

Hamed
 
I LOVE YooooooooooU?