تبليغاتX
www.hamed_salar.blog.com
asheghane va ax
تولدی دیگر برای عاشقان

 

                   

                       

 

 

ترانه ی موزون شب های مهتابی ام

سلام!

اینجا دامن هوا را مه گرفته و می رقصاند

هوا ملس است

من خوبم

ستاره ام؟

او هم خوب است

هر شب می بینمش

آخر می دانی

اینجا آسمانش مثل دلت صاف است

ستاره می بارد

ماه می خندد

باد می رقصد

زندگی طعم آلبالوی ترش می دهد

و طعم تمشک نارس

مادربزرگم به حلال ماه لبخند می زند

پدربزرگم نی می زند

جویبار می خواند

آسمان ستاره می بارد

آخر می دانی گلم

من و ستاره و شب و جویبار

همه ی آبادی را خبر کرده ایم

ما هر شب برایت جشن می گیریم

یک ستاره فوت می کنیم

و تا ستاره شهاب شد ،

برایت آرزو می کنیم

...

جغد و جیرجیرک هم هستند

صدای جغد پیر در خواب آبادی پیچیده است

جیرجیرک ها هم بی تابی می کنند

بودبودک قصه ی مادربزرگ را هم خبر کرده ام

او هم می خواند ...

تو هم هستی !

خدا هم هست ،

صدای خدا از ایوان خانه ی مادربزرگ چکه می کند .

ملودی محض است

وقتی شب و ستاره و جویبار و نسیم و خدا ،

همه با هم می گویند :

تولدت مبارک

از من بژرای شما

 

 

 

 

حامد

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

    

 

               تولدت مبارک

 

 

سنگ صبور خوبیه ، انگار که همه ی حرفامو می شنوه . بعد از دفتر خاطراتم اولین همدم مجازی خوبیه که دارم .

گاهی توش شعرامو می نویسم ، گاهی حرفامو که تو دلم مونده ، گاهی دلتنگیامو ، گاهی هم حرفایی که می خوام به دوستام بگم و نمی تونم اینجا می نویسم چون می دونم هنوزم اونقدر دوسم دارن که گاهی به وبلاگم سر بزنند (مگه نه؟!)

نوشتن تو عشق و دیوانگی آرومم می کنه. آروم مثل روزای قشنگی که برف آروم می باره و رو زمین می شینه .

آروم مثل خوابیدن رو برف یا مثل راه رفتن زیر بارون آروم مثل یه صدا در اوج دلتنگی ...

 

دلم می خواد برات بنویسم عشق و دیوانگی ام ، شاید من اولین کسی باشم که برای وبلاگش می نویسه . دلم می خواد بنویسم که خیلی دوستت دارم . به اندازه همه ی کلماتی که برات نوشتم ، به اندازه همه ی آرامشی که بهم دادی ، به اندازه ی همه ی دوستایی که پیدا کردم ، دوستت دارم به اندازه تمام لحظه هایی که با من بودی .

دوستت دارم به خاطر همه ی اون حرفایی که از راه تو به عزیزترین دوستام گفتم ، روزهای خوب و بدی رو با هم داشتیم ، خوب مثل شب یلدای پارسال ، مثل تولد همه ی دوستام ، مثل روزی به وسعت یک نگاه ! و بد مثل روز خداحافظی پگاه ، مثل خداحافظی غزل خاک، مثل ِ ... به قول دوستان بی خیال! بهتره از روزای بد فاکتور بگیریم .

از اولین نظری که تو وبلاگم دادید  منو دلگرم کردید ، یادمه اولین کسی که تو وبلاگم نظر داد اسمش سهیل بود که چون اون پستو من حذف کردم و دوباره نوشتم نظرش حذف شد( اون موقع چون زیاد وارد به کارای وبلاگ نبودم تا یه اشتباهی پیش میومد کل پستو حذف می کردم اینو به کسی نگید اما یه بار هم کل وبلاگو حذف کردم! )

 

از اولین لینکی که بهم دادید  دلگرم ترم کردید ، که اون هم پگاه بود . و دومیش هم که امید ایران مهر بود که وقتی اسممو تو پیوندهای وبلاگش دیدم احساس کردم اتفاق مهمی تو زندگیم افتاده...

و بعد از اون تشویق ها و نظرهای پی در پی شما که هر بار می خوندمشون انرژی می گرفتم و عزیزای مهربونی که همیشه و همیشه نظراشون باعث لبخند و شادی من بوده :

امیر کوچه دلتنگی ، امید اوهام محرمانه ، شهرام میرپناه ، امید شهر آرزوها، و قبلا هم پگاه، مرجان، انسیه ، شروین و ... .

 

که لطفتونو هرگز فراموش نمی کنم. شماها بودید که به عشق و دیوانگی من رونق دادید . و تا امروز که تولد دو سالگی عشق و دیوونگیمه با من بودید.

 

و به خاطر این چند وقتی که به خاطر درسم مجبورم  کمتر برای خودم ، وبلاگم و دوستای عزیزم بنویسم از همتون مخصوصا دوستای صمیمی عشق و دیوانگی معذرت می خوام و سعی می کنم که زودتر آپدیت کنم .

 

تولد عشق و دیوانگی فقط یه بهونه بود تا  به پاس همه خوبیا و مهربونیاتون چند سطری ازتون یاد کنم  .

و حالا که سطرهای آخر این پستو می نویسم خیلی خوشحالم و آرومم و همتونو دوست دارم و برای همتون آرزوی خوشبختی می کنم به جاش شما برام آرزو کنید که برف بیاد ...

پ.ن :

 ببخشید اگه متنم یه کم پسو پیشه یا مورد داره. دلیلش اینه که از بس ننوشتم نوشتن از یادم رفته !

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

 

    

             

 

 

هیچ کس مثل تو نیست،

 

برق چشمان کسی، مثل نگاه تو که نیست

 

عشق هست،

 

            پنجره هست،

 

                          باران هست،

 

بی تو از پنجره باران که تماشایی نیست .

 

می شنیدم که صدایی در گوشم را زد

 

ولی افسوس!

 

صدای تو که نیست ...

 

گرچه دور از منی ای عشق

 

ولیکن با من

 

به جز از یاد تو یاد دگری نیست که نیست ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

عشق یعنی زندگی   :

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 5:14 بعد از ظهر  توسط adminstor  | 

Hamed
 
I LOVE YooooooooooU?